الگوی فازی- سیستمی هوشمندسازی قدرت و تحقق امنیت پایدار در مکتب امنیتی جمهوری اسلامی ایران

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم سیاسی دانشکدة حقوق و الهیات دانشگاه شهید باهنر کرمان

2 دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشکدة حقوق و الهیات دانشگاه شهید باهنر کرمان

doi
10.22059/jpq.2015.55585
چکیده

امنیت پایدار مفهوم جدیدی است که به‌تازگی به مباحث مطالعات امنیت وارد شده است. استمرار امنیت در زمینه‌ای پایدار و پویا نیازمند توجه همه‌جانبه به مخاطرات زندگی بشری است که با جمع بین گفتمان‌های سلبی و ایجابی امنیت، تا حدود زیادی ممکن خواهد بود. با توجه به این مسئله، پرسش اصلی این پژوهش این است که «چه ارتباطی بین قدرت هوشمند و امنیت پایدار وجود دارد؟». بر این اساس، فرض بر آن است که رابطة مستقیمی بین هوشمند‌سازی قدرت و پایداری امنیت وجود دارد. برای دستیابی به امنیتی پایدار باید هم به وجه سخت‌افزاری و هم نرم‌افزاری قدرت در قالب قدرت هوشمند توجه شود. تأکید این پژوهش بر آن است که نگرش سیستمی و شبکه‌ای به مقولة قدرت، هم در سطح نظری و هم در سطح عملی، لازمة طرح‌ریزی و تحقق امنیت پایدار است. بر این مبنا، در این مقاله برآنیم تا با به‌کارگیری منطق فازی و نگرش سیستمی در قالب رهیافت فازی- سیستمی، سازوکاری را برای کاربست مؤلفه‌های قدرت و اقتدار ملی به‌منظور تحقق امنیت پایدار در جمهوری اسلامی ایران عرضه کرده، سیستمی کاربردی را در این زمینه پیشنهاد کنیم. نتایج این پژوهش مؤید این نکته است که به‌کارگیری منطق فازی در قالب سیستمی فازی- عصبی امکان هوشمند‌سازی قدرت را تا حدود زیادی فراهم می‌آورد که این امر خود زمینه‌ساز پایداری امنیت خواهد بود. این مقاله با رویکردی توصیفی- تحلیلی انجام گرفته و داده‌های مورد نیاز به شیوة اسنادی و کتابخانه‌ای جمع‌آوری شده است.