بیداری اسلامی: ریشهها و زمینهها
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم سیاسی دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
2 دانشآموختة دکتری علوم سیاسی دانشکدة حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jpq.2015.54851چکیده
بروز نخستین نشانههای خیزش مردم مسلمان در کشورهای تونس، مصر، لیبی، بحرین، یمن و در شکلی محدودتر در عربستان و اردن علیه استبداد داخلی و استعمار خارجی، قدرتهای بزرگ و کشورهای توسعهطلب غربی را بر آن داشت تا این حرکتهای مردمی را بهنفع خود مصادره کرده، آنها را از مسیر اصلی خود منحرف کنند. بحث فرایند یا پروژه بودن این حوادث از همین جا رقم خورد؛ زیرا از همان ابتدا، قدرتهای توسعهطلب تلاش بسیاری کردند تا به هر نحو ممکن قیامهای مردمی را ناشی از خواست همزمان غرب و مردم این کشورها برای گسترش تفکرات لیبرالدموکراسی قلمداد کنند. از این رو، در این مقاله کوشش شده است تا با بهدست دادن برخی ادله از جمله ریشههای تاریخی بیداری اسلامی و نیز تأثیر اوضاع داخلی این کشورها بهویژه از جنبة خشم مردم از استبداد داخلی و استعمار خارجی و همینطور اتفاقهایی که پس از پیروزی انقلابها رخ داده است، ثابت شود که خیزش مردم در این کشورها خواستهای است که مسلمانان این منطقه از چندین دهة پیش در انتظار آن بودهاند.