سیاست و سلامت در ایران: بررسی رابطه پزشکان و سیاست در ایران معاصر

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم سیاسی دانشکدة حقوق و علوم سیاسی دانشگاه شیراز

doi
10.22059/jpq.2015.54858
چکیده

سیاست به مفهوم جدید در ایران مقوله‌ای است که طبقات، شئون و قشرهای مختلف اجتماعی در آن دخیل بوده‌اند. گستردگی موضوع سیاست و حضور بیش از حد آن در زندگی مردم، حوزه‌های مختلف زندگی آنها را در نوردیده است. از آنجا که ادبیات موجود، طبقات، ایلات یا برخی شئون خاص را در جامعه‌شناسی سیاسی ایران بررسی کرده‌ است، این تحقیق به‌سمت قشرهایی رفته است که یا در ادبیات سیاسی به آنها توجه نمی‌شود یا چون متعلق به تاریخ اجتماعی‌اند، کاوش در زمینة رفتار سیاسی آنها در ابتدا مشکل می‌نماید. بنابراین، پرسش اصلی خوانش رفتار سیاسی پزشکان در ایران معاصر و حضور آنها به‌مثابة گروهی صاحب‌نفوذ بر و در سیاست است. به‌نظر می‌رسد حضور پزشکان در سپهر سیاستایران، ناشی از لوازم سیاست جدید، تغییر در شأن اجتماعی و اقبال جامعه به آنها و برخی نیزبه بخت و صدفه‌‌‌های زمانه پیوند داشته است. عصر قاجار، آغاز تربیت پزشکان در ایران است. مهم‌ترین ویژگی این دوره استفاده از مفاهیم عمومی پزشکی برای همه‌فهم کردن سیاست و مفاهیم آن در ایران است. در دورة پهلوی اول، پزشکان سعی در اثرگذاری بر حوزة سیاست تا حضور در آن داشتند؛ چرا که آنها ابزار تجدد شمرده می‌شدند و می‌خواستند حرفة خود را که در ایران، جدید و منفی محسوب می‌شد، به شغلی با شأن اجتماعی بالا تبدیل کنند. دهة بیست تا چهل و به‌ویژه در دهة پنجاه، آنها به‌عنوان وزیر، نخست وزیر، نمایندة مجلس و به‌ویژه اپوزسیون، سیاست را نشانه رفتند. در این پژوهش سعی شده است این فرضیه‌ها با شاخص‌های آماری نشان داده شود تا اثرگذاری و اثرپذیری سلامت و سیاست مشخص شود. در مجموع، در ایران تا پایان دورۀ پهلوی، پزشکان نتوانستند حضور خود را در سیاست همپای مهندسان پیش ببرند.