تبیین استراتژی‌های ورود به بازار غرب آسیا ازطریق نفوذ مبتنی بر منابع و تأثیرات سازمانی (مورد مطالعه: صنعت تجهیزات بدن‌سازی ایران)

نویسندگان

1 استادیار مدیریت ورزشی، واحد ارومیه، دانشگاه آزاد اسلامی، ارومیه، ایران

2 استادیار مدیریت ورزشی، واحد ارومیه، دانشگاه آزاد اسلامی، ارومیه، ایران

3 دکتری مدیریت ورزشی، واحد ارومیه، دانشگاه آزاد اسلامی، ارومیه، ایران

doi
10.22089/smrj.2018.5198.2021
چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی استراتژی‌های ورود به بازار غرب آسیا ازطریق نفوذ مبتنی بر منابع و تأثیرات سازمانی بر صنعت تجهیزات بدن‌سازی ایران انجام شد. این پژوهش ازنوع کاربردی بود که به شیوة پیمایشی انجام شد. جامعة موردبررسی همة مدیران ارشد و کارمندان کارخانجات و شرکت‌های تولیدی و صادراتی- وارداتی تجهیزات بدن‌سازی کشور در سال 1396 بودند (تعداد= 192 نفر). برای نمونه‌گیری از روش کل‌شمار استفاده شد. ابزار پژوهش پرسش‌نامة بررسی استراتژی‌های ورود به بازار خارجی ازطریق نفوذ مبتنی بر منابع و تأثیرات سازمانی زو و کاووگیل (1996) و نیز پرسش‌نامة عملکرد شرکت اوکاس و همکاران (2012) بود. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از تکنیک مدل‌سازی معادلات ساختاری ازطریق نرم‌افزارپی. ال. اس. و اس. پی. اس. اس. بهره برده شد. براساس نتایج حاصل از تجزیه‌وتحلیل داده‌ها، ویژگی‌های مبتنی بر منابع و ویژگی‌های مبتنی بر محیط تأثیر معناداری بر انتخاب استراتژی‌های ورود به بازار هدف دارند. همچنین، استراتژی‌های انتخاب‌شده برای نفوذ به بازار هدف، تأثیر معنادار و مثبتی بر عملکرد شرکت دارند؛ درنتیجه، دو حالت برابر و نابرابر در ورود به بازار جدید پیش‌بینی شد. شرکت‌هایی که به‌دنبال ورود درحالت نابرابر به بازار هدف هستند، باید دیدگاه دوگانه‌ای به استراتژی‌های خویش داشته باشند: 1- دید کوتاه‌مدت (استفاده از استراتژی‌های مرتبط با منابع محیطی برای نفوذ به بازار هدف)؛ 2- دید بلندمدت‌ (درنظرگرفتن تأثیرات سازمانی بر نوع انتخاب حالت ورود به بازار).