درآمدی تطبیقی بر ماهیت مدینه فاضله در آرای فارابی و خواجه نصیر الدین طوسی

نویسندگان

1 استادیار گروه اندیشة سیاسی مرکز مطالعات عالی انقلاب اسلامی دانشگاه تهران

doi
10.22059/jpq.2015.54861
چکیده

مدینة فاضله، ‌جامعه‌ای است که انسان همواره در پی تأسیس آن بوده، جامعه‌ای برین و امیدی و مطابق میل و بر وفق مراد انسا‌ن‌ها، جامعه‌ای که در آن همة انسان‌ها با خوشبختی و سلامت و به‌دور از فقر و نادانی در کنار همدیگر زندگی می‌کنند. این کمال‌یابی، به‌طور دایم فکر عده‌ای از متفکران را مشغول داشته است تا حکومتی فاضله و آرمانی طراحی کنند که برآورندة این آرمان‌ها باشد. در فلسفة اسلامی، اندیشمندان مسلمان برای دستیابی به این شهر آرمانی، تلاش‌های زیادی کرده‌اند. فارابی و خواجه نصیرالدین طوسی از جمله اندیشمندانی‌اند که در این زمینه نظریه‌پردازی کرده و زمینه‌ساز تحولات زیادی -چه در بعد فلسفی، تشریعی و نظری و چه در بعد عملی و حکومتی- بوده‌اند. فارابی عمدتاً فلسفه را مبنای کار خود قرار داده و در طرح‌ریزی مدینة فاضلة خود، بر استدلال‌های فلسفی و نظری تأکید کرده است. خواجه نصیرالدین طوسی مدینة فاضلة خود را با ابعاد عملی و تشریعی طرح‌ریزی کرده و نظریة نظام امامت شیعی را در قالب مسائل فلسفی- کلامی در مدینة فاضلة خود بسط داده است. بنابراین، این نوشته به این موضوع می‌پردازد که با اینکه خواجه نصرالدین طوسی در طرح‌ریزی مدینة فاضلة خود از همان ذهنیتی برخوردار بوده که فارابی داشته و از مدینة فاضلة فارابی الگو‌برداری کرده است، فلسفی و نظری اندیشیدن فارابی دربارة مدینة فاضله، او را از عملی و تشریعی اندیشیدن خواجه نصیر‌الدین طوسی جدا کرده است.