مقایسۀ مدلهای اصلاحشدۀ Gash در برآورد بارانربایی تودۀ راش شرقی در غرب ناحیۀ هیرکانی
نویسندگان
1 دانشیار گروه علوم و مهندسی جنگل، دانشکدۀ کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل
2 گروه مهندسی جنگل، دانشکده جنگلشناسی و مهندسی جنگل، دانشگاه ترانسیلوانیای براشوو، براشوو، رومانی
doi
10.22034/ijf.2021.141077چکیده
متداولترین مدلهای برآوردکنندۀ بارانربایی، مدلهای فیزیکیمبنا هستند که در میان آنها مدلهای Gash بیشترین کاربرد را دارند. هدف این پژوهش، مقایسۀ بررسی کارایی مدلهای فیزیکیمبنای اصلاحشدۀ Gash در برآورد بارانربایی تودۀ راش شرقی (Fagus orientalis Lipsky) در جنگلهای سیاهکل استان گیلان بود. در طی دورۀ یکساله (فروردین تا اسفند 1394)، مقادیر باران، تاجبارش و ساقاب در تودۀ مدنظر اندازهگیری و مقدار بارانربایی محاسبه شد. برای برآورد مقدار بارانربایی، مدلهای Gash-1 و Gash-2 انتخاب شدند و کارایی این دو مدل طی سنجههای زمانی سالانه، دورۀ برگدار و دورۀ بیبرگی بررسی شد. نتایج این پژوهش نشان داد که بهصورت کلی، پارامترهای اکوهیدرولوژیک تاجپوشش و تنه در بین سنجههای زمانی مختلف، اختلاف چشمگیری داشتند. در هر سه سنجۀ زمانی مدنظر، مدل Gash-2 کارایی بهتری از مدل Gash-1 داشت و مناسبترین عملکرد این مدل، در برآورد بارانربایی سالانه بود (خطای برآوردی: 8/8+ درصد؛ ضریب کارایی: 92/0). فرایندهای اکوهیدرولوژی جنگل در تودههای پهنبرگ خزانکننده باید در سنجههای زمانی متفاوت بهصورت مجزا بررسی شود، زیرا رفتار اکوهیدرولوژیک تاجپوشش در زمان، متفاوت است. ضمن اینکه مدلها نیز در سنجۀ زمانی، عملکرد مشابه ندارند. بنابراین باید با بررسیهای بیشتر، مدلهای کارا در هر سنجۀ زمانی و در هر تودۀ جنگلی مشخص شود تا با تعیین مدل مناسب، به برآورد صحیح بارانربایی در جنگلهای هیرکانی کمک شود.