مسائل و مشکلات روش شناختی برنامۀ پژوهشی در ارزیابی روش شناسی های تاریخ اندیشۀ سیاسی
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم سیاسی دانشکدة حقوق و الهیات دانشگاه شهید باهنر کرمان
2 استاد گروه علوم سیاسی دانشکدة حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jpq.2015.54424چکیده
هدف این مقاله نشان دادن مشکلات روششناختی برنامة پژوهشی است که در ارزیابی روششناسیهای تاریخ اندیشة سیاسی پدیدار میشود. برنامة پژوهشی بر این مدعاست که اصول و قواعد روششناختی آن، برای ارزیابی نحوة شکلگیری، بسط و تکامل روششناسیها در هر حیطهای از دانش بسنده است. در مقابل، این مقاله بر این استدلال است که برنامة پژوهشی مذکور بهدلیل تأکید بر منطق برساخته قادر به ارائة فهم و ارزیابی بسنده از روششناسیها نیست. از اینرو، آن برنامه در سه حیطة روش، نظریه و تفسیر واجد مسائل و مشکلات عدیدة روششناختی است. مسائل و مشکلات در حیطة روش آن است که این برنامه به مسائل شکلگیری روششناسیها و نیز افعال گفتاریکه در هنگام شکلگیری انجام میدهند، وقعی نمینهد. در حیطة نظریه، آن بعد هنجاری نظریههای سیاسی را نادیده انگاشته، فقط بر بعد تبیینی تمرکز دارد و در حیطة تفسیر، این برنامه قادر نیست ابعاد قدیمی پدیدهها را نوآوری تلقی کند و میان وجود فکت و تفسیرش تمیز قایل شود؛ چون از نظر آن، هرگونه نوآوری مستلزم این است که پدیدة مذکور بهلحاظ زمانی در گذشته واقع نشده باشد و آزمونپذیر باشد؛ در نتیجه اکتشاف پدیدههای گذشته تفسیری بدیع تلقی نمیشود. بنابراین، برنامة پژوهشی بهدلیل توجه نداشتن به منطق درونی روششناسیهای اندیشه، متضمن سه مشکل روششناختی در روش، نظریه و حاصل کاربست روش، یعنی تفسیر، شده است و برای رفع این مسائل، آن برنامه باید دستخوش تغییرات بنیادین و نه جرح و تعدیلهای موقت شود.