تأثیر توسعۀ انسانی در گذار دموکراتیک در مصر

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم سیاسی دانشکدة علوم انسانی دانشگاه سمنان

2 دانشجوی کارشناسی ارشد اقتصاد نظری دانشکدة علوم انسانی دانشگاه سمنان

doi
10.22059/jpq.2015.54433
چکیده

شاید بتوان مهم‌ترین تحول منطقة خاورمیانه در دو دهة اخیر را در مجموعه تحولات موسوم به «بهار عربی» جست‌وجو کرد. بدون تردید، این تحولات، چه در سطح نظری و چه در سطح عملی، موجب تغییرات زیادی در حوزة مطالعات خاورمیانه شده است. این کشورها که یا همانند دولت‌های خلیج فارس ماهیتی سنتی، یا همچون مصر ماهیتی بوروکراتیک‌ـ‌نظامی دارند، به‌شدت تحت تأثیر این جنبش مردمی قرار گرفته‌اند. بااین‌حال، امروز به‌طورتقریبی بعد از سرکوبی این جنبش‌ها، به‌ویژه در مصر، چشم‌انداز مناسبی برای گذار دموکراتیک ـ‌دست‌کم در کوتاه‌مدت‌ـ وجود ندارد و باید منتظر تحولات آینده شد. سؤال این است که چرا با وجود حمایت‌های همه‌جانبة جهانی و بین‌المللی از فرایند دموکراتیک کردن این کشورها، هیچ‌گاه نتوانسته‌اند گذار موفقیت‌آمیزی به دموکراسی و ثبات سیاسی داشته باشند؟ یا چرا پتانسیل خشونت و اقتدارگرایی در آن‌ها تا این حد بالاست؟ در این مقاله می‌کوشیم با تمرکز بر نظریة آمارتیا سن (توسعه به‌مثابة آزادی‌) به بررسی این موضوع بپردازیم که چرا این کشورها، به‌رغم برخورداری از رشد اقتصادی مناسب، به واسطة پیشرفت نداشتن در شاخص‌های توسعة انسانی با این موضوع دست به گریبان هستند.