حفظ زیباشناسی مبتنی بر تفسیرپذیری استعاره در فرآیند ترجمه (بررسی تطبیقی روش‌های نیومارک در استعاره‌های خطبة شقشقیه)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشگاه سمنان

2 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه سمنان

3 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه سمنان

4 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه سمنان

doi
10.22084/nahj.2019.17374.2131
چکیده

از بارزترین وجوه زیباشناختی استعاره، قابلیت «تفسیرپذیری» در آن است. مراد از تفسیرپذیری، خاصیتی است که به‌موجب آن، امکان مشارکت خواننده در تکمیل معنا و تصویر استعاره و در نتیجه تعامل او با نویسنده فراهم می­شود. این ویژگیِ استعاره در متونی همچون خطبه­های نهج­البلاغه نمود بیشتری دارد، زیرا اولین مشخصة متون خطابی، ارتباط نویسنده با خواننده است. نویسنده با بهره­گیری از ابزارهایی همچون استعاره تلاش می­کند تا خواننده را به‌سوی انجام عملی که شناخت لازم را دربارة آن عمل به او ارائه کرده، بر­انگیزد. ازاین‌رو، در فرایند ترجمة متون خطابی، حفظ جنبة زیباشناختی استعاره، یک امر ضروری و البته شرط مقبولیت ترجمه به‌حساب می­آید. پژوهش حاضر با تکیه بر روش توصیفی ـ تحلیلی و با استناد به راهبردهای هفتگانة نیومارک، ترجمة استعاره را در خطبة سوم نهج­البلاغه و در سه ترجمة شهیدی، دشتی و گرمارودی مورد بررسی قرار داده است. برآیند این پژوهش نشان می­دهد که برای حفظ زیباشناسی مبتنی بر تفسیرپذیری استعاره، روش­هایی مناسب است که محصول استعاری­تری ارائه می­دهند. بدین‌ترتیب که ترجمة تحت‌اللفظی (برای استعاره­ای که بنا بر تصورات و تجربیات تقریباً مشترک میان دو زبان بنا شده باشد)، ترجمه به استعاره­ای همسان و برابر (برای استعارة فرهنگ­بنیاد که دامنة زیباشناختی آن از محدودة گویشوران زبان مبدأ تجاوز نمی­کند) و ترجمه به تشبیه (برای مترجمی که توان جستن یا ساختن استعاره­ای برابر را ندارد) پیشنهاد می­شود. نتایج ارزیابی عملکرد مترجمان حاکی از آن است که گرمارودی به­دلیل بیشترین استفادة صحیح و مناسب از روش­های اوّل تا سوّم نیومارک، در حفظ تفسیرپذیری استعاره موفقیت بیشتری داشته است.