بررسی متن گرایانۀ فلسفۀ سیاسی افلاطون
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی
2 دانشیار گروه علوم سیاسی دانشکدة حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jpq.2014.53803چکیده
افلاطون، بنیانگذار «فلسفة سیاسی»، بهترین نمونة تلاش یک نظریهپرداز در شناخت بینظمیهای اجتماعی و ارائة راه حل برای آن است. محکوم شدن سقراط برای افلاطون، نشانة وضعیت «بحرانی» آتن است که باید به آن توجه و دقت شود و راه حلی برای آن ارائه کرد. تمام تلاش افلاطون، بهویژه در «جمهور»، برای خروج از این بحران است. اما راه حل افلاطون، گویی که «اعجازی» در دورة مدرن رخ داده باشد، متفاوت از همة متفکران عصر جدید انگاشته شده، و با نسبت دادن آن به دوران قدیم-عصر ایدهآلها- در پی رد و انکار آن برآمدهاند. در این نوشتار، برآنیم تا با ایجاد نوعی همدلی با فیلسوف از طریق روی آوردن به شیوة شناخت متن از طریق متن و با پرهیز از دو روش «پیشرفتگرایی» و «تاریخگرایی» فهم متون سیاسی که بر اعجاز مبتنی بر تعصب دوران مدرن تدوین یافتهاند، به «فهم تاریخی واقعی» از فلسفة سیاسی افلاطون نایل آییم یا حتی از او بیاموزیم.