مفهوم سرپیچی در فلسفۀ ادبیات کریستوا
نویسندگان
1 دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران
2 عضو هیأت علمی گروه فلسفه دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران
doi
چکیده
آثار ادبی و هنری خلاقه نهتنها معنای تازهای خلق میکنند، بلکه شیوۀ تازهای برای معناداری و درنتیجه تحول و دگرگونی ساختار ادبی و همچنین سوژۀ هنرمند را در پی دارند. معنایی که بر اساس ساختارهای از پیش موجود و هنجارهای شکل گرفته کار نمیکند و در واقع تنها با با دگرگون ساختن اصول پذیرفته شده، نحوه جدیدی از معناداری را معرفی میکنند. این خصلت دگرگونکننده را کریستوا در زبان شاعران آوانگارد و درون یک سیستم نمادین و از پیش پذیرفته شده تشخیص میدهد. در نظر کریستوا در یک اثر نوآورانه و به طور کلی خلاق ادبی، عناصر متن زایشی یا خصلت نشانهای زبان، از تغییر جهتی در سوژه سخنگو و وجود ظرفیتی برای بازی و لذت حکایت میکنند که اجبار و الزام کلی قانون نمادین را نقض کرده و مفهومی از «مرز» و همچنین سرپیچی، فراروی و یا تخلف از مرز را به همراه دارد. بنابراین، این «عمل» را میتوان پذیرش قانون نمادین و توأمان، فراروی از آن قانون جهت احیای آن دانست. موضوعی که میتوان مصادیق آن را در قالبهای ادبی و هنری گوناگون سراغ گرفت و بر این اساس چارچوب نظریهای در ادبیات از منظر کریستوا ترسیم کرد. اما چنین نظریهای میتواند ابعاد گوناگونی بیابد و از زیباییشناسی به شکل معمول نیز فراتر رود و برای ادبیات و هنر جایگاهی فراتر از یک ابژه زیباییشناسی قائل شود. امری که قادر است تحول و دگرگونی سوژه و فرهنگ را در پی داشته باشد.