تحلیل و بررسی مفهوم «یقینهای اخلاقی» از منظر سوفی چَپل
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فلسفه اخلاق، دانشگاه قم، قم، ایران.
doi
10.30479/wp.2024.20633.1099چکیده
مفهوم «یقینهای اخلاقی» در چند دهه گذشته توجه فیلسوفان بسیاری را به خود معطوف ساخته است. اگرچه این مفهوم تاریخی دور و دراز دارد و در قلمروهای مختلف به کار بسته شده، اما میتوان گفت در سه دهه اخیر، رویکرد ویتگنشتاینی به این مفهوم، دست برتر پیدا کرده است. در این میان، سوفی گریس چَپل، فیلسوف امریکایی، طرحی نو درانداخته و نگاهی متفاوت، مستقل و دور از ایدههای ویتگنشتاینی مرسوم، به این مفهوم داشته است. مراد چپل از «یقینهای اخلاقی» گزارههایی هستند که چنان یقینی بهارمغان میآورند که هیچ گزارة شکبرانگیز دیگری یارای مقابله و شک در آن را ندارد. هر دلیلی برای شک در گزارهای مانند «کشتن نادرست است» ارائه شود، درگیر یک مسابقه اعتبار شده و اعتبار خود را از دست خواهد داد. بهباور چپل، تنها چیزی که میتواند یک یقین اخلاقی را از میان بردارد، یک یقین اخلاقی دیگر است و در این شرایط، تنها راهحل تعارض، کنار گذاشتن یکی از آنها خواهد بود. در نظر او، این اتفاق هماناندازه منطقی و عقلانی است که کسب یک یقین اخلاقی که پیشتر نداشتهایم. گزارههای «یقین اخلاقی» فطری یا ذاتی نیستند. بههمین دلیل، برای آغاز آموزش اخلاقی، باید بتوانیم یقینهای اخلاقی جدید کسب کنیم و حتی برخی از آنهایی را که پیشتر به دست آوردهایم، در شرایطی کنار نهیم. در این مقاله برآنیم از رهگذر رویکرد مستقل چپل، مفهوم «یقینهای اخلاقی» را کاویده و نشان دهیم چه ویژگیهایی دارند و چرا دیگر نظریههای اخلاقی کارکرد این «یقینهای اخلاقی» را ندارند.