بررسی تأثیر متغیرهای اقلیمی- اقتصادی بر تخریب جنگل‌های ایران

نویسندگان

1 دانشیار گروه اقتصاد کشاورزی، دانشکدۀ اقتصاد و توسعۀ کشاورزی، دانشگاه تهران.

2 استادیار گروه اقتصاد کشاورزی، دانشکدۀ اقتصاد و توسعۀ کشاورزی، دانشگاه تهران.

3 دانشجوی دکتری گروه اقتصاد کشاورزی، دانشکدۀ اقتصاد و توسعۀ کشاورزی، دانشگاه تهران.

doi
10.22034/ijf.2021.127786
چکیده

در این تحقیق، به‌منظور بررسی آثار متغیرهای اقلیمی- اقتصادی بر تخریب جنگل‌ها در ایران از الگوی خودرگرسیون برداری با وقفۀ توزیعی طی دورۀ 1370 تا 1393 استفاده شد. نتایج الگوی کوتاه‌مدت نشان می‌دهد که وقفۀ متغیر وابسته در سطح 10 درصد معنادار است، با توجه به آمارۀ بنرجی، رابطۀ بلندمدت بین متغیرها تأیید می‌شود. نتایج الگوی بلندمدت نشان می‌دهد که درآمد سرانه دارای علامت منفی و در سطح 1 درصد معنادار بوده و متغیر توان دوم درآمد سرانه نیز دارای علامت مثبت و در سطح 1 درصد معنادار است. به‌عبارتی رابطۀ Uشکلی بین تخریب جنگل و درآمد سرانه وجود دارد که به‌معنای تطابق نداشتن فرضیۀ زیست‌محیطی کوزنتس دربارۀ تخریب جنگل‌ها در ایران است. همچنین کشش برآوردی درآمد سرانه نشان می‌دهد که با افزایش 1 درصدی درآمد سرانه، تخریب 03/4 درصد کاهش می‌یابد. با توجه به اینکه درآمد سرانه از تقسیم تولید داخلی به جمعیت به‌دست می‌آید، برای رسیدن به کمترین تخریب در رابطۀ بین درآمد سرانه و تخریب جنگل پیشنهاد می‌شود که در تولید داخلی، به ملاحظات محیط زیستی توجه شود؛ به‌عبارتی با حسابداری سبز علاوه‌بر وارد کردن درآمد حاصل از جنگل، هزینه‌های تخریب جنگل نیز لحاظ شود. در صورت برداشت از جنگل زمینۀ کاشت و احیای دوباره در نظر گرفته شود. سیاست‌های جمعیتی نیز بهتر است به‌سمت تناسب جمعیت با منابع سوق داده شود. متغیرهای نسبت بارندگی به دما و توان دوم نسبت بارندگی به دما به‌ترتیب دارای علامت منفی و مثبت و هر دو معنادار هستند. به‌عبارتی رابطۀ U‌ شکلی بین تخریب جنگل و نسبت بارندگی به دما وجود دارد.