فلسفه در ساحت عمل؛ از مهارت های فکری تا زیست فلسفی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فلسفۀ اسلامی گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکدۀ الهیات، دانشگاه تهران
2 استاد، گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکدۀ الهیات، دانشگاه تهران
3 استاد، گروه برنامه ریزی آموزش عالی، مؤسسۀ پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی
doi
10.22061/orj.2023.2157چکیده
یونانیان باستان با استفاده از تمثیل پرکردن ظرف و برافروختن شعله، میان دو گونه یا دو معنای آموزش تمایز نهادهاند. قبول این تمایز و رجحان معنای دوم، توجه اندیشمندان را به ساحتهای مختلف آموزش (به ویژه ساحت عمل) و ارائه الگوهای متناسب با آن معطوف نمودهاست. تطبیق این امر بر فلسفه و تعیین قلمرو ساحت عمل در این دانش محور تحقیقات فزاینده ای است که نتایج آنها را میتوان در دو حوزه مهارتهای فکری و زیست فلسفی سامان داد. مقاله حاضر به منظور ارائۀ تبیینی جامع از ساحت عمل در فلسفه در دلالت اول (مهارتهای فکری) به بررسی دو فهرست پیشنهادی و تلاش جهت سامانبخشی به اختلاف نظرها و در دلالت دوم (زیست فلسفی) به توضیح انگاره فلسفه به مثابه روش زندگی و جریانهای برخاسته از آن مانند مشاوره فلسفی و فلسفه درمانی میپردازد. در پایان ساحت عملی فلسفه به مثابه هرمی مشتمل بر مهارتهای فلسفی در سطح پایین، زیست فلسفی در سطح بالا و سایر کنشهای مرتبط با فلسفهورزی در سطوح میانه ترسیم میشود.