تبیین وجودی زبان در حکمت متعالیه ملاصدرا و نسبت آن با حرکت جوهری و عقل قابل
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه لرستان، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، خرم آباد لرستان
2 دانشیار دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
3 دانشیار دانشگاه لرستان، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، خرم آباد لرستان
doi
10.22061/orj.2024.2158چکیده
وجود، حرکت جوهری و عقل قابل سه مفهوم بنیادین در حکمت متعالیه ملاصدرا به شمار میروند که با زبان نسبت حقیقی دارند. در این پژوهش با اتخاذ روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و تحلیل متون دست اوّل و دوّم درباره حکمت متعالیه تلاش میکنیم تا نسبت سه مفهوم محوری وجود، حرکت جوهری و عقل قابل را با پدیده زبان از دیدگاه ملاصدرا مورد قرار دهیم. بررسی منابع موجود نشان میدهد که، اوّلاً، از نظر ملاصدرا زبان امری صرفاً ماهیتی و اعتباری نیست، بلکه زبان جوهری وجودی نیز دارد که وجه حقیقی زبان محسوب میشود. به بیان دیگر، وجود و زبان هر دو مشَکَک هستند. دوّم آنکه، زبان مانند وجود دارای حرکت بوده و این حرکت جوهری است نه عَرَضی. حرکت در زبان و در قوس صعودی از وجود لفظی یا کتبی آغاز میشود و به سوی مخیلات پیش میرود و سپس وارد قلمرو الهامات ربانی میشود. سوّم آنکه، زبان هم ساحتی ماهیتی دارد و هم ساحتی وجودی، بدین معنی که میزان استکمال زبان به میزان استکمال عقل قابل بستگی دارد. به عبارت دیگر، هر چه عقل قابل کاملتر باشد، زبان عقل قابل کاملتر است، تا حدی که مرز آن به اندازه مرز هستی گسترده شده و اینهمان با کلام الهی میشود.