دموکراسی رایزنانه؛ جنبشهای اجتماعی و حوزۀ عمومی جهانی (با تأکید بر نظریۀ عقلانیت ارتباطی هابرماس)
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه یاسوج
2 استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه یاسوج
doi
10.22059/jpq.2014.52401چکیده
دموکراسی، بیتردید، عرصۀ عمومی فعالیتهای انسانی است؛ چراکه انسانها در این حوزه به تعامل با یکدیگر میپردازند و درخواستها و علاقهمندیهای خود را بیان میکنند. جنبشهای اجتماعی که بیانکنندۀ تقاضاهای مردمی هستند، در همین عرصۀ عمومی شکل میگیرند و به فعالیت میپردازند. این پژوهش به دنبال بررسی و ارزیابی میزان تأثیراتی است که عقلانیت ارتباطی نظریۀ هابرماس، بر شیوۀ فعالیت و سازماندهی جنبشهای اجتماعی نوین و نیز نوع روشها، راهبردها و استراتژیهای اتخاذشدۀ آنها برای دستیابی به اهدافشان دارد. با توجه به جهانگستر بودن اهداف، هم از منظر دموکراسی رایزنانۀ هابرماس، و هم از نگاه جنبشهای اجتماعی جدید، و نیز با توجه به شیوۀ مفاهمهای و گفتگوییِ هردو طرف، میتوان هماهنگیها و سنخیتهای قابلملاحظهای را میان این دو مشاهده کرد. استدلال نوشتار حاضر این است که جنبشهای اجتماعی جدید مانند جنبش سبز (محیط زیستگرایی)، خلع سلاح و...، با اقتباس از شیوۀ دموکراسی رایزنانۀ هابرماس، چه در سطح عمل و چه در سطح نظر، از این نظریه متأثر شدهاند. در ادامه تلاش میگردد جنبههای متفاوت این رابطه، با تأکید بر دو جنبش سبز و وال استریت به تصویر کشیده شود. روش پژوهش، کیفی از نوع تبیین علّی و روش تحلیل، توصیفی_ تبیینی و با بهرهگیری از منابع کتابخانهای و اسنادی است.