رابطهی دانش و سیاستگذاریهای محیطزیست و ضرورت ساخت اَبَرمُدل در مقیاس حکومت؛ بخش اول: مقیاس مکانی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری علوم و مهندسی آبخیزداری، دانشکدۀ کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه هرمزگان، بندرعباس
2 استادیار، گروه مهندسی منابع طبیعی، دانشکدۀ کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه هرمزگان، بندرعباس
doi
چکیده
بیتوجهی به مقیاس مکانی بهکاررفته در درک فرایندهای محیطزیستی، به تصمیمگیریهای نادرست در عرصۀ محیطزیست منجر میشود، چراکه رسیدن به راهحل مشکلات محیط زیستی در فرایند سیاستگذاری، مستلزم توجه به مقیاس مکانی استفادهشده در دانش فنی است. در این پژوهش با استفاده از رویکرد توصیفی-تحلیلی سعی شده است که نقش انتخاب مقیاس مکانی در عرصۀ سیاستگذاریهای محیطزیستی نشان داده شود. نتایج نشان میدهد که با وجود تلاش برای شناخت مسائل محیطزیستی در مقیاس بینالمللی، تمرکز حکومتها بیشتر بر مدیریت منابع طبیعی در مقیاسهای ملی است. بنابراین لازمۀ رسیدن به چارچوب روششناسی مشخص برای حل مسائل محیطزیستی و تبدیل شناخت حاصل از دانش فنی به سیاستگذاری، استفاده از مقیاس حکومت (ملی) است. از اینرو پیشنهاد میشود با طراحی و استفاده از اَبَرمُدل سیاستگذاریهای محیطزیستی در مقیاس حکومت، علاوهبر حل مسئلۀ تداخل و تکثر مقیاسی، جریان دانش فنی را متناسب با درک سیاستگذاران از مقیاس مکانی و در چارچوب سیاستهای کلان حکومت به هم وصل کرد.