نظریۀ جانسون و انقلاب مشروطه
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم سیاسی دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
2 کارشناس ارشد گروه علوم سیاسی دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jpq.2014.51768چکیده
بیشک انقلاب مشروطه یکی از تأثیرگذارترین و پیچیدهترین رویدادهای تاریخ معاصر ایران است. صرفنظر از این تأثیرات، همواره پرسشهای فراوانی پیرامون زمینههای پیدایش و موفقیت آن (دستکم در پیروزی انقلاب) مطرح بوده است. این پژوهش بر آن است تا از زاویهای جدید به انقلاب مشروطه نگریسته، به بررسی مدل جانسون و میزان انطباق آن بر این انقلاب بپردازد. بر اساس این مدل، نخست منابع ایجاد تغییر در دو بعد ارزشی و محیطی در جامعۀ قاجار و نقش آنها در ایجاد نظام نامتعادل اجتماعی بررسی میگردد و سپس به عملکرد نخبگان و نقش عوامل شتابزا در روند این انقلاب پرداخته میشود. همچنین، تلاش خواهد شد جنبههای مثبت و منفی این انطباق در نظر گرفته شود و در کنار استفاده از مدل یادشده در بررسی انقلاب مشروطه، به کاستیها و محدودیتهای این کار نیز اشاره گردد. به نظر میرسد که این مدل بر روی انقلاب مشروطه بهطور کامل قابلیت پیادهسازی ندارد و دارای کاستیهایی است؛ در نتیجه، در بخشهایی از آن نیاز به جرح و تعدیل احساس میشود تا بتواند از تعمیمپذیری مناسبی برای تبیین این پدیده تاریخی برخوردار گردد.