زنانگی و تأنیث در هستی‏ شناسی ابن عربی

نویسندگان

1 دانشیار گروه فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه تهران

2 کارشناسی ارشد ادیان و عرفان دانشگاه تهران.

doi
10.22059/jrm.2016.60557
چکیده

اندیشمندان و محققان بسیاری دربارة جایگاه و اهمیت زن در نظام عرفانی ابن عربی به تحقیق و تفحص پرداخته‏اند؛ چنانکه گویی وی زنانگی را همچون تعینی ثابت و پایدار از جنسیت می‏نگرد. اما تحقیق و تفحص در آثار ابن عربی، به‏ویژه «فتوحات‏المکیه» و «فصوص‏الحکم»، نشان می‏دهد که وی، زنانگی را تنها به‏عنوان صورت و تعینی از جنسیت در تمیز از مردانگی نمی‏نگرد، بلکه آن را در گستره‏ای وسیع در تبیین خداشناسی، جهان‏شناسی و انسان‏شناسی عرفانی خویش به کار می‏برد، تا جایی که وی ذات الهی و برخی از صفات او مانند قدرت و اراده را مؤنث دانسته و گاه آن را در مقامی برتر و بالاتر از مردانگی نشانده‏است. تحقیق حاضر نشان می دهد که تأنیث به معانی منفعل بودن، اثرپذیری و مادری، در هستی‏شناسی عرفانی ابن عربی به کار رفته و در هر کاربرد وجهی از وجوه گوناگون هستی را به نمایش گذاشته‏است.  تأنیث چنان در تار و پود هستی‏شناسی عرفانی ابن عربی تنیده شده‏است که بدون آن نمی‏توان نظام اندیشگی او را واجد انسجام لازم دانست. همچنین می‏توان این‏گونه برداشت کرد که ابن عربی جنسیت را امری نسبی تلقی کرده و موجودات را دارای دو بعد زنانگی و مردانگی می‏دانسته‏است که در موقعیت‏های مختلف یکی از جنسیت‏ها را از خود نشان می‏دهند.