گفتمان جهانی در اندیشۀ سیاسی اسلام و تأثیر آن بر رویکرد جمهوری اسلامی ایران

نویسندگان

1 استادیار گروه جغرافیای سیاسی دانشکدۀ جغرافیای دانشگاه تهران

2 دانش آموخته کارشناسی ارشد گروه روابط بینالملل دانشگاه شیراز

doi
10.22059/jpq.2013.36733
چکیده

نظم سیاسی موجود در جهان، برگرفته از عهدنامۀ وستفالیایی و بر مبنای واحدهای مجزای دولت- ملت بنا نهاده شده است. اما از دیدگاه جهان‌شمول، کلان‌نگر و انسان‌محور اسلام، مرزهای ایمان و عقیده به جای ملیت و سرزمینْ در ترسیم خطوط جدا‌کنندۀ بخش‌های مختلف جامعۀ بشری مبنا بوده و دارای اصالت است. نظم مورد نظر جهان اسلام در واقع مبین تصویری فراملی از یگانگی امت اسلامی و فراتر از آن همبستگی نوع بشر در سایۀ مبانی و پیوندهای عقیدتی مشترک است که این اصل به‌طور اصولی در تقابل با بنیان‌های نظم سیاسی و بین‌المللی حاکم می‌باشد. سؤالی که در این زمینه مطرح است آنست که در اندیشۀ اسلامی، مبنای تقسیم‌بندی جامعۀ بشری بر مبنای چه مولفه‌هایی استوار است و این مبناها چه تأثیری بر رویکرد نظام موجود در ج.ا.ا. گذاشته است؟    در پاسخ به این پرسش، فرضیۀ اصلی اینست که اسلام به مرزهای عقیدتی توجه داشته، گوناگونی‌های جغرافیایی و سیاسی در جوامع انسانی (قومی، فرهنگی، نژادی) را مانع شکل‌گیری امت واحده اسلامی نمی‌داند و چنین دیدگاهی رویکردهای ج.ا.ا. را به عنوان نظامی اسلامی نیز تحت تأثیر قرار داده است. برای اثبات این فرضیه با بررسی دیدگاه­های مختلف اندیشمندان اسلامی و رویکرد عملی ج.ا.ا. در طول بیش از سه دهۀ گذشته، اختلاف دیدگاه امت‌محور اسلامی با نظم مستقر دنیای امروز مورد بررسی قرار گرفته است.