تناظر گفتمانی سیاست خارجی و دانش مسلط بر روابط بینالملل در آمریکا؛ دورۀ پایان جنگ سرد
نویسندگان
1 دانشیار دانشکدۀ روابط بینالملل وزارت امور خارجه
2 دانشجوی دکتری روابط بینالملل دانشگاه تهران و عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشۀ اسلامی
doi
10.22059/jpq.2013.36742چکیده
پایان جنگ سرد نقطۀ عطفی در تحول سیاست خارجی آمریکا و نوع نگاه این کشور به روابط بینالملل بود. در این برهه، طیف وسیعی از ایدهها و انگارهها درباره مسائل بینالمللی در محافل علمی و عملی سیاست خارجی آمریکا بروز یافت. موضوع اصلی مقاله، بررسی چگونگی رابطۀ این ایدهها و انگارهها در قالب متون سیاست خارجی و روابط بینالمللی آمریکا و به عبارت دیگر، تأثیرگذاری سیاست خارجی آمریکا بر قبض و بسطهای معرفتی روابط بینالملل در این کشور است. این مقاله میخواهد به این سؤال پاسخ دهد که چه رابطهای میان گفتمانهای سیاست خارجی و دانش روابط بینالملل در آمریکا همزمان با پایان جنگ سرد، یعنی دورۀ ریاست جمهوری بوش پدر، وجود دارد. این پژوهش با رویکرد تحلیل گفتمان و با بررسی متون برگزیدۀ سیاست خارجی آمریکا و دانش روابط بینالملل نشان میدهد که گفتمانهای سیاست خارجی و دانش مسلط بر روابط بینالملل در دورۀ بوش پدر از تناظر گفتمانی برخوردارند. این تناظر گفتمانی با استفاده از معیارهای عینیتری چون زمینهمندی متناظر، جفتهای دوگانۀ متناظر و گزارۀ اصلی متناظر نمایانده شده است.