اقلیم، جغرافیا و مخاطرات طبیعی در سازههای باستانی مطالعه موردی مدرسه غیاثیه خر گرد و مقایسه آن با بنای سلطانیه
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری باستانشناسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 استاد، گروه تاریخ و باستان شناسی، واحد علوم وتحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 دانشیار پژوهشکده ی تحقیق و توسعه ی علوم انسانی سازمان سمت
4 استادیار، گروه باستانشناسی، واحد ابهر، دانشگاه آزاد اسلامی، ابهر، ایران.
doi
چکیده
مدرسه غیاثیة خر گرد در شهرستان خواف، شامل یک صحن بوده که چهار ایوان و حجرههایی در دو طبقه آن را احاطه کرده است. این بنا تقریباً 100 سال بعد از بنای سلطانیه و در سالهای پایانی زندگی شاهرخ پسر تیمور (850 ه./1447 م) به اتمام رسید. بنای سلطانیه، بلندترین گنبد آجری جهان و بزرگترین بنای آرامگاهی دوران اسلامی در ایران است. هر دوی این سازهها در مسیر جریانات جوی حاصل شده از عوارض جغرافیایی منطقهی خود قرارگرفتهاند که بهعنوان مناطق مهم بادخیز کشور به شمار میآیند. در پژوهش حاضر ما قصد داریم تا آسیبها و فرسایشهای ناشی از وزش بادهای مخرب و همچنین شرایط جغرافیایی و اقلیمی بر روی این دو سازه را شناسایی کرده و به ارائه یک راهکار مناسب در این زمینه بپردازیم. روش تحقیق بهکاررفته در این مقاله بهصورت تحلیلی و توصیفی همراه با مطالعات آزمایشگاهی و کتابخانهای بوده و همچنین روش و ابزار مورد استفاده در پژوهش؛ بررسی اسناد و مدارک مکتوب، مطالعات میدانی و آزمایشگاهی است. نتایج بررسیها حاکی از آن است که انجام آزمایشهای مربوط به تأثیرات دما، رطوبت و باد بر روی مصالح مدرسه غیاثیه و همچنین مقایسه این نتایج با اطلاعات کسبشده در ارتباط با سلطانیه، تأثیر اقلیم و جغرافیا را در فرسایش این دو بنا به خوبی نشان میدهد. موقعیتهای مشترک مکانی تخریب در این دو بنا و عملکرد یکسان مصالح در هر یک از آنها موضوع بحث اقلیم و جغرافیا را بر ایجاد این آسیبدیدگیها و فرسودگیها، بیشازپیش تائید مینماید.