دستاوردهای پدیدارشناسی هایدگر در علوم انسانی و پژوهش سیاسی
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم سیاسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
2 دانشجوی دکتری گروه اندیشه سیاسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jpq.2013.35303چکیده
پدیدارشناسی برجستهترین گرایش فلسفی قرن بیستم و حتی قرن فعلی است. برخی از مدعیات این نحله فلسفی بنای بسیاری از گرایشات پیشین فلسفی که در علوم انسانی آنها را به کار میبردیم ویران نموده است. ولی متاسفانه شاهد آنیم که پژوهشگران علوم انسانی بدون توجه به انتقادات وارده از جانب پدیدارشناسان بزرگی همچون هایدگر به راه غلط پیشین خود گام گذاشته و دستاوردهای ابطال شده قبلی را همچنان بسط و گسترش میدهند. هدف این نوشتار نشان دادن این موضوع است که پدیدارشناسی هایدگر به عنوان منطقی برسازنده میتواند این نقص بنیادین گرایشات سنت فلسفی غرب را بر طرف ساخته و با طرح انتولوژی بنیادین شیوه هستی دازاین در جهان را مورد واکاوی قرار داده و خلا بسیاری از روششناسیهای معمول در علوم انسانی را پر کرده و باعث شود تا این روششناسیهای از مدعیات پیشین خود مبنی بر دست یافتن به حقیقتی جدید دست بردارند و مداقه بیشتری درباره ماهیت هستی انسان داشته باشند.