متن بهمثابه گفتمان و عمل و گزارههای کنشـگفتار؛ بررسی آرای پل ریکور و جان سرل
نویسندگان
1 دانشآموختة کارشناسی ارشد رشته فلسفه، دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره)، قزوین، ایران
2 دانشیار گروه فلسفه، دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره)، قزوین، ایران
doi
10.30479/wp.2023.18286.1033چکیده
هدف این تحقیق بررسی آرای دو فیلسوف قارهای و تحلیلی غرب، پل ریکور و جان سرل، دربارة ماهیت متن و گزارهها است. ریکور در دورة دوم تفکر خود، افقی جدید در هرمنوتیک فلسفی گشود و بر اساس آن، بررسی ماهیت متن و معناشناسی را هدف اصلی هرمنوتیک خود قرار داد. از نظر او، متن نهتنها شامل نوشتار و گفتار است، بلکه کنش و فعالیتهای بشری و حتی کل علومانسانی را نیز دربرمیگیرد. او با گسترش معنای متن، میکوشد علاوه بر سازش میان تبیین و تفهم، بهنحوی میان علومانسانی و علوم طبیعی نیز سازش ایجاد کند. جان سرل نیز در مقام یک فیلسوف تحلیلی، با بسط معنای گزارهها و ارائة نظریه کنشـگفتار، تا حدی از چهارچوب فلسفة تحلیلی فراتر رفته و به فلسفههای قارهای نزدیکتر میشود. سرل نقش بنیادی زبان را توان انجام کنشهای گوناگون معرفی میکند. به باور او، گزارهها و جملات، علاوه بر جنبة نظری، از جنبة عملی نیز برخوردارند و با افعال مضمون در خود (فعل مضمون در سخن) معنا پیدا میکنند. ریکور درصدد رمزگشایی معانی پنهان در متن است، همچنانکه در نظریة سرل، این فعل مضمون در سخن است که معنای غیرمستقیم گفتار را دربردارد. ریکور به این نکته اشاره میکند که در جریان شکلگیری سخن، ابتدا مکالمهای میان فرد با خودش برقرار میشود و کنشها در واقع قصد گوینده را نشان میدهند؛ همچنانکه سرل به قصدی که گوینده در گفتار خود دارد، بها میدهد و ارجاع کنشـگفتار را در مقصود گوینده میبیند. تکیة ریکور در کنش معنادار مانند تکیة سرل در کنش گفتاری بر فعل مضمون در سخن است. با بررسی انجام شده در این تحقیق، میتوان شباهت تفکر ایندو فیلسوف را در چهار محور دانست: «مفهوم فهم»، «تأویل»، «معناشناسی»، «ارتباط زبانی» و «کنش».