تجربه وجودی وجود در مکتب مارتین هیدگر
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران
2 دانشآموختة کارشناسی ارشد فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران
doi
10.30479/wp.2024.20774.1107چکیده
موضوع اصلی که فلسفة هیدگر، وجود است. او معتقد است این موضوع در تاریخ فلسفة غرب بعد از افلاطون و ارسطو مورد غفلت قرار گرفته و جای خود را به معرفتشناسی داده است. در دوران جدید، وی برای احیای مجدد موضوع فراموششدة وجود، تلاش زیادی انجام داد و کوشید از قلمرو مفهومی وجود فراتر رفته و به کنه حقیقت عینی و انضمامی وجود نائل شود. هیدگر برای رسیدن به این منظور، بهدنبال راهی برای شناسایی وجود است؛ بههمین دلیل به انسان رو میآورد. از منظر او، انسان تنها موجودی است که توانایی پرسش از وجود را دارد و تنها پدیداری است که میتواند به همة پدیدارها معنا ببخشد. درواقع، پرسش از وجود تنها از طریق موجودات حاصل میشود، چراکه وجود در موجودات مخفی است و راه گشایش آن، تحلیل و بررسی واقعیت انضمامی وجود است. این مقاله با روشی تحلیلیـتوصیفی، در صدد بررسی تجربة وجودی وجود از نگاه هیدگر است؛ از آن جهت که تجربه کردن وجود و عینیت یافتگی آن بهمعنای ظهورات وجود و نامستور بودن وجود است و تجربه کردن وجود انسان بهمثابه موجودی برآمده از وجود، برجستهترین گونة ظهور وجود.