نسبت موقعیتباوری و اراده آزاد انسان در فلسفه مالبرانش
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فلسفه، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 استاد پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران
doi
10.30479/wp.2024.20955.1112چکیده
مالبرانش برای حل مسئلة نسبت میان ذهن و بدن که از سوی دکارت پاسخی درخور نیافته بود، با تحلیل مجدد مفهوم «توان علّی»، ضمن تلاش برای پیرایش ذهن آدمی از خطاهای فیلسوفان مدرسی، از تمامی موجودات استقلالزدایی کرد و با قول به نظریة «موقعیتباوری»، خداوند را یگانه علت راستین معرفی کرد و رویدادهای طبیعی را تنها علتهایی موقعی یا موقعیتی برای عاملیت خداوند دانست. اما از آنجا که اخلاق برایش جایگاهی ویژه داشت، باید تبیینی برای ارادة آزاد انسان بهدست میداد تا بتواند آدمیان را در برابر افعالشان، سزاوار پاداش یا پادافره بداند. این تبیین باید هم با بنیادیترین آموزة نظام معرفتیاش، یعنی موقعیتباوری، سازگار میبود و هم در ضمن حل مسائلی از قبیل نسبت کمال خداوند و شرور در عالم، نه بر ایمان صرف، که بر عقلانیتی فلسفی (که تلفیقی از آراء دکارت و آگوستین قدیس بود) تکیه میداشت. اما مالبرانش که میدانست در این مبحث نمیتوان توقع وضوح و تمایز کامل عقلی داشت و باید به بیانی استعاری قناعت کرد، عملاً از عقلانیت دکارتی مطلوب خود، عقبنشینی کرد و هیچیک از راهحلهایش برای ایجاد سازگاری میان موقعیتباوری و ارادة آزاد انسان، در نهایت کامیاب نبود.