بررسی عوامل هستی‌شناختی ایجاد آرامش در نگرش لائوتزو و مولانا جلال‌الدین بلخی.

نویسندگان

1 دانشکده علوم انسانی، دانشگاه سمنان.سمنان.ایران

2 دانشیار دانشگاه سمنان

3 گروه آموزش روانشناسی و مشاوره، دانشگاه فرهنگیان، تهران، تهران

doi
10.22061/orj.2024.2200
چکیده

بی ­التفاتی به بن­مایه­ های فکری از جمله هستی­ شناسی شکاف تحقیقاتی پیرامون مسئله آرامش‌ است نوشتار حاضر با ابتنا بر فرضیه مدخلیّت بن­مایه­ های فکری در بحث آرامش، کاوشی برای یافتن عوامل­ هستی­ شناختی ایجاد آرامش در نگرش لائوتزو و مولاناست. این جستار با استمداد از روش تحلیل محتوا و به شیوه مقایسه‌ای،کوششی برای پرکردن این شکاف تحقیقاتی است. نتایج این تامّل نشانگر هم­سویی دو سوی تطبیق در عوامل هستی­ شناختی آرامش است. این عوامل در نگرش لائوتزو عبارتنداز: وو، یو، فاعلیت تائو و وحدت نیروهای متضاد یین و یانگ، قدرت و لطف تائو، حرکت دورانی و افقی هستی، شن-جن؛ در اندیشه مولانا نیز عبارتنداز: عدم، ربوبیت و فاعلیّت معشوق ازلی به ­واسطه اسماء متکثر اما واحد جلال و جمال، ظهور قدرت و احسان حق، انسان کامل و نیز حرکات دورانی و افقی هستی و وحدت متضادهای هستی. دستاوردهای این پژوهش، ارائه­ گر بازتعریف مفهوم آرامش به مفهومی در حاقّ حقیقت وجود است. حقیقت وجود با تمام تجلیّات و مراتبش اصلی‌ترین عامل ایجاد آرامش است و آرامش به دلیل ساختار ذومراتب‌ عالم، مفهومی ذومراتب‌ و دامنۀ گسترۀ آن فراتر از عالم محسوسات است. انفکاک ­ناپذیری و ابتنای عوامل موجد آرامش بر هستی­ شناسی در دو سوی تطبیق، نمایان­گر نقش مهم، اما نادیده گرفته­ شدۀ بن­مایه­ های فکری در پژوهش­ ها پیرامون آرامش است.