تحلیل انتقادی مبنای هستی شناختی دیدگاه حیرت آفرینی زبان قرآن

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد کلام و فلسفه اسلامی- استاد حوزه علمیه قم

2 دکترای علوم قرآن و حدیث- استاد تمام دانشگاه قم

3 دکترای علوم اسلامی- استادیار دانشگاه صنعتی شیراز

doi
10.22061/orj.2024.2161
چکیده

از مهم­ترین ملاکات اساسی در سنجش اعتبار یک دیدگاه، کاوش انتقادی نمود­های معرفتی بیرونی و بازخوانی شالوده‌ها و مبانی بنیادین فکری آن است. مبنای هستی­شناختی یکی از مبانی بنیادی و سزامند کاوش در حوزه حیرت­آفرین انگاری زبان قرآن است. مقاله پیش‌روی می­کوشد با کاربست ملاحضات دقیق عقلی مبنای هستی­شناختی این دیدگاه را مورد تحلیل انتقادی قرار دهد و بدین­سان سستی دیدگاه حیرت­آفرینی زبان قرآن را به اثبات بنشیند. روش پژوهش مقاله اسنادی و تحلیلی است و یافته­های پژوهش حاکی از این­ست که مبنای هستی­شناختی دیدگاه حیرت­آفرینی زبان قرآن دچار چالش­های جدی است. از باب نمونه نخست از لحاظ تبارشناسی با نگرش کارل بارت و تیلیش در تمایزانگاری حوزه علم و دین و فراخردبودگی الهیات هم­نشین است. دوم دیگر، از حیث هستی­شناسی رویکردی غیر فراگیر در معرفت به هستی یادکرد می‌شود. سوم دیگر، از جهت روش­شناسی گرفتار سازوکار مفاهمه­ناپذیری در عامۀ متون و خاصه متن قرآن است. بعلاوه به معارضه با اهداف هدایت­گرانه متن وحیانی بر می‌خیزد. بدین­ترتیب دیدگاه حیرت­آفرینی زبان قرآن مبتنی بر مبنایی مخدوش وقوع یافته است.