تنظیم آپوپتوز در آسیب نخاعی: اثرات سینرژیک تمرین هوازی و رزوراترول بر تعادل BAX/BCL2
نویسندگان
1 دانشکده علوم ورزشی، دانشگاه آزاد سالامی واحد بجنورد، بجنورد، ایران
2 گروه علوم ورزشی، واحد بجنورد، دانشگاه آزاد اسلامی، بجنورد، ایران
3 دانشکده علوم ورزشی، دانشگاه آزاد سالامی واحد بجنورد، بجنورد، ایران
doi
10.22034/sbs.2025.537467.1147چکیده
مقدمه و هدف: آسیب طناب نخاعی (SCI) با تغییر در مسیر آپوپتوز-اتوفاژی موجب آتروفی عضلانی میشود. از طرف دیگر مداخلات دارویی و ورزشی میتواند عوارض ناشی از SCI را کاهش دهد؛ لذا هدف از مطالعة حاضر، بررسی اثر تمرین هوازی، مکمل رزوراترول و ترکیب آنها بر سطوح پروتئینهای مسیر آپوپتوز BAX، BCL2 و BCL2/BAX عضله دوقلو بود. مواد و روشها: تعداد 40 سر رت نر نژاد ویستار با سن هشت هفته در 5 گروه شامل کنترل سالم، کنترل SCI، مکمل SCI، تمرین SCI و رزوراترول + تمرین SCI قرار داده شدند. آسیب نخاعی با انداختن وزنه ده گرمی از ارتفاع ۲۵ میلیمتری بر روی نخاع در قطعه T10 ایجاد گردید. مکمل رزوراترول با دوز 10 میلیگرم به ازای هر کیلوگرم به صورت درون صفاقی و روزانه تزریق شد. تمرین هوازی به کمک سیستم حمایت وزن، به مدت 4 هفته، هر جلسه ۵۸ دقیقه و با شدت 20 متر در دقیقه انجام شد. سطح BAX و BCL2 عضله دوقلو به روش الایزا اندازهگیری شد. نتایج با استفاده از تی تست مستقل و آزمون آنالیز واریانس یک طرفه با آزمون تعقیبی توکی تحلیل شد. یافتهها: نتایج نشان داد که آسیب SCI با کاهش معنیدار سطح پروتئین BCL2 و کاهش نسبت BCL2/BAX در عضله دوقلو رتها پس از SCI همراه بود. در حالی که سطح BAX عضله دوقلو افزایش معنیداری یافت. اجرای چهار هفته تمرین و ترکیب مصرف مکمل رزوراترول همراه با تمرین هوازی موجب افزایش معنیدار در سطح پروتئین BCL2 و نسبت BCL2/BAX عضله دوقلو نسبت به گروه کنترل شد. همچنین مکمل رزوراترول با و بدون تمرین موجب افزایش سطوح BCL2 و نسبت BCL2/BAX عضله دوقلو در مقایسه با تمرین شد. سطح پروتئین BAX در پاسخ به همة مداخلات کاهش پیدا کرد. نتایج همچنین نشان داد که ترکیب تمرین و مکمل رزوراترول در مقایسه با تمرین و مکمل به تنهایی موجب افزایش معنیدار BCL2 و نسبت BCL2/BAX عضله دوقلو شد. همچنین در مقایسه با تمرین به تنهایی، مصرف مکمل با و بدون تمرین موجب کاهش معنیدار BAX شد. نتیجهگیری: تمرین هوازی در صورت همراه شدن با مکملگیری رزوراترول میتواند با تأثیر بر سطح BCL2، BAX و نسبت BCL2/BAX عضلانی موجب مهار آپوپتوز از طریق بهبود در سطح پروتئینهای درگیر در این مسیر در رتهای با ضایعه نخاعی شود.