مفهوم انقلاب و تحولات جهان عرب
نویسندگان
1 استادیار گروه روابط بین الملل دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jpq.2012.35301چکیده
تحولات اخیر جهان عرب و پرسش در خصوص مفهومبندی این پدیده ضرورت نگاهی دوباره به تئوریهای انقلاب را دو چندان ساخته است. خیزش، قیام، شورش، ... و نهایتاً انقلاب نامیدن رخدادهای جهان عرب جملگی، حکایت از نوعی سر در گمی مفهومی در این باب دارد. با نگاهی به ادبیات موجود در باب انقلاب مشاهده میشود که برخی صاحبنظران چنان این مفهوم را موسع تعریف کردهاند که هر کشمکش میتواند بدین مفهوم راه یابد، حال آنکه عدهای دیگر چنان آن را مضیق ارائه دادهاند که تنها چند واقعه تاریخی احتمال دارد که انقلاب نامیده شوند. این تعاریف از انقلاب را میتوان در تقسیمبندی تعاریف پیامد محور، تعاریف فرآیند محور و تعاریف هدف محور قرار داد. در این مقاله ضمن طرح تعاریف و تئوریهای (انقلاب) ارائه شده از سوی برخی از دانشمندان، به قابلیت یا عدم قابلیت آنها در انطباقپذیری با تحولات جهان عرب پرداخته میشود. با وجود آنکه در این تطبیقدهی تمرکز بر «تعریف انقلاب» (چیستی انقلاب) است اما به دلیل روشنتر شدن بحث، بعضاً به «تئوری انقلاب» (چرایی انقلاب) نیز پرداخته میشود.