مدلسازی زیتودۀ جستهای جوان ویول و پاسخ آن به تیمار تنک کردن در جنگلهای زاگرس شمالی (مطالعۀ موردی: بانه، استان کردستان)
نویسندگان
1 دانشآموختۀ کارشناسی ارشد جنگلداری، دانشکدۀ منابع طبیعی دانشگاه کردستان، سنندج
2 استادیار گروه جنگلداری، دانشکدۀ منابع طبیعی و مرکز پژوهش و توسعۀ جنگلداری زاگرس شمالی دانشگاه کردستان، سنندج
3 دانشیار گروه جنگلداری، دانشکدۀ منابع طبیعی و علوم دریایی دانشگاه تربیت مدرس، نور
4 دانشیار گروه جنگلداری، دانشکدۀ منابع طبیعی و مرکز پژوهش و توسعۀ جنگلداری زاگرس شمالی دانشگاه کردستان، سنندج
doi
چکیده
این پژوهش بهمنظور درک بخشی از پویاییهای زادآوری شاخهزاد بلوط ویول در زاگرس شمالی انجام گرفت. در این زمینه، تأثیر تیمارهای تنک کردن بر مقدار زیتودۀ جستها و جستگروههای جوان ویول بررسی شد و مقدار زیتودۀ جستها و اندامهای آنها با استفاده از روابط آلومتریک بهعنوان هدفهای اصلی برآورد شد. 45 اصله درخت ویول در پنج رویشگاه و سه طبقۀ قطری قطع و کندههای آنها برای بررسی چگونگی جستدهی حفاظت شدند. در سال دوم پس از قطع، تیمارهای تنک کردن ملایم (اندوختهگیری شش جست در جستگروه) و شدید (اندوختهگیری سه جست در جستگروه)، روی دوسوم جستگروهها اعمال شد و بقیۀ جستگروهها بهعنوان شاهد دستنخورده نگه داشته شدند. زیتودۀ جستها بهتفکیک اندامهای مختلف پس از هفت سال رویشی (مرحلۀ زادآوری) اندازهگیری شد. نتایج نشان داد که بیشترین زیتودۀ جستها مربوط به تنه (4/57 درصد) بود و پس از آن بهترتیب شاخه، برگ و سرشاخهها قرار گرفتند. میانگین رطوبت جستها 42 درصد و بیشتر آن متعلق به شاخهها بود. تجزیۀ واریانس نشان داد که طبقههای قطری کندههای مادری بر زیتودۀ جست و جستگروهها اثر معنیداری نداشت، اما اختلاف زیتودۀ جستها در رویشگاههای مختلف معنیدار بود. براساس مقایسۀ تیمارهای تنک کردن، بیشترین زیتوده در جستهای تنک کردن ملایم وجود داشت و اختلاف معنیداری بین تنک کردن شدید و شاهد وجود نداشت. مدل برآوردکنندۀ زیتودۀ جست کامل و اندامهای آن، با استفاده از رابطۀ توانی برازش داده شد. با توجه به نمایههای R2، STDEV، RMSE، rRMSE و nRMSE و اعتبارسنجی مدل به روش Leave one-out مشخص شد که از بین متغیرهای مستقل، قطر یقه بهترین متغیر پیشبینیکنندۀ زیتوده در همۀ موارد بود.