مقایسۀ مدلهای فیزیکیمبنای Gash در برآورد ساقاب تودۀ کاج تهران در پارک جنگلی چیتگر
نویسندگان
1 دانشیار گروه علوم منابع طبیعی، دانشگاه تامسون ریورز، کملوپس
2 دانشجوی دکتری جنگلشناسی و اکولوژی جنگل، دانشکدۀ منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج
3 دانشیار گروه جنگلداری و اقتصاد جنگل، دانشکدۀ منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج
4 استاد گروه آبیاری و آبادانی، دانشکده مهندسی و فناوری کشاورزی، دانشگاه تهران، کرج
5 دانشیار گروه زمینشناسی و جغرافیا، دانشگاه جورجیای جنوبی، استاتسبرو
doi
چکیده
در مطالعات اکوهیدرولوژیک پوشش گیاهی، ساقاب ورودی نقطهای آب باران به بومسازگان گیاهی در نظر گرفته میشود. امروزه به دلایلی چون نیاز به اندازهگیری در عرصه و وقتگیر و پرهزینه بودن اندازهگیری ساقاب، از مدلسازی برای برآورد مقادیر آن استفاده میشود. هدف از این پژوهش، بررسی کارایی سه مدل فیزیکی مبنای Gash و نسخههای اصلاحشدۀ آن (Gash-1 و Gash-2) در برآورد ساقاب تودۀ کاج تهران در پارک جنگلی چیتگر، طی سه سال اندازهگیری بود. برای اندازهگیری مقدار باران، از 10 بارانسنج و برای اندازهگیری تاجبارش 60 بارانسنج استفاده شد و متوسط ساقاب 9 درخت بهعنوان متوسط ساقاب درختان در نظر گرفته شد. نتایج مرحلۀ ارزیابی مدل نشان میدهد که مدلهای Gash و Gash-2 بهترتیب قابلیت بسیار مطلوبی در برآورد ساقاب دارند؛ هرچند که قابلیت آنها در طبقههای مختلف مقدار باران متفاوت است. در طبقه بارانهای با مقدار خیلی کم (کمتر از 50/2 میلیمتر)، هر سه مدل پیشبینی نادرستی از مقدار ساقاب داشتند و در مقدار بارانهای کم (51/2 تا 00/5 میلیمتر) و متوسط (01/5 تا 50/7 میلیمتر) مدل Gash-2 و در مقدار بارانهای زیاد (51/7 تا 00/10 میلیمتر) و خیلی زیاد (بیشتر از 00/10 میلیمتر) مدل Gashعملکرد بسیار مناسبی از خود نشان دادند. در یک جمعبندی میتوان بیان داشت که مدل Gash بهدلیل نیاز به ورودیهای کمتر، میتواند کاربردیتر باشد. با توجه به پدیدۀ تغییر اقلیم که فراوانی رخدادهای باران در طبقههای مختلف مقدار باران تحت تأثیر آن قرار میگیرد، باید از مدلهای مناسب، برای برآورد مقدار ساقاب استفاده شود.