باطنیگرایی در یونان باستان
نویسندگان
1 دانشآموختة مقطع دکتری فلسفه (گرایش قدیم و قرون وسطی)، دانشگاه شهید بهشتی.
doi
10.22059/jrm.2016.58704چکیده
دو اصطلاح «باطنی» و «باطنیگرایی» معنای گستردهای دارند، ولی به نحو خاص بر مکتبهای دینی و عرفانی و فلسفیِ رازورز اطلاق میشوند. در یونان باستان، پیش از دورانِ یونانیمآبی، به مکتبهایی با گرایشِ باطنی برمیخوریم. از نوشتههای گوناگونِ برجایمانده از آن دوران چنین برمیآید که یونانیان خود خاستگاه این مکتبها را بیرون از یونان، در مصر یا آسیا، میجستند. مکتبهای باطنیِ یونانی تا پیش از روزگار افلاطون عبارتند از: ادیان الیوسیسی و دیونوسوسی و اورفیوسی و مکتب فلسفی ـ دینیِ فیثاغورس. غایتِ مشترک این مکاتب، رستگاری از راه تطهیر است. این غایت در ادیانِ باطنیِ یونان، یعنی ادیانِ الیوسیسی و دیونوسوسی و اورفیوسی، از رهگذرِ گرویدن به دین و به جا آوردنِ مراسمِ آیینی به دست میآید. دین اورفیوس پیروانِ خود را به برخی اوامر و نواهی نیز پایبند میسازد و به خوارداشتِ جهانِ خاکی برمیانگیزد. فیثاغوریان با حفظِ جنبههای دینی، باطنیگراییِ خود را بر معرفت مبتنی میسازند و بدینسان باطنیگراییِ فلسفیِ منحصر به فردی بنیاد مینهند.