راهبرد ایالات متحده در ارتباط با فعالیت هستهای ایران در دورة ریاست جمهوری بوشِ پسر2008 -2001
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روابط بینالملل دانشگاه فدرال کازان، فدراسیون روسیه
2 استاد گروه علوم سیاسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jpq.2012.29973چکیده
حاکمیّت نومحافظهکاران بر کاخ سفید همراه با بهرهگیری از الگوهای رفتاری دوگانه نسبت به مسئله هستهای جمهوری اسلامی بود. بخشی وسیع از این رفتارها منبعث از تعارضات ماهوی میان دو کشور و بخش دیگر آن ناشی از منافع و مطلوبیّتهای منطقهای و بینالمللی آمریکا و جمهوری اسلامی ایران بود. این مقاله سعی دارد با نگاهی به دیدگاههای هستهای جمهوری اسلامی ایران، راهبرد ایالات متحده را در قالب راهبردها و تاکتیکهای لحاظ شده با رویکرد تحلیل تاریخی مورد بررسی قرار دهد.در این روند، گزینههای محتمل و نیز رهیافتهای اجرایی شده در دو بخش تغییر ماهیّت رفتار و تغییر رژیم لحاظ خواهد شد. در نهایت با توجه به موانع ساختاری منطقهای و بینالمللی سیاست خارجی آمریکا، استفاده از گزینه بازدارندگی شکننده به عنوان رهیافت مورد استفاده در این دوره معرّفی خواهد شد.