تأملی کثرتگرایانه بر مفهوم کاتارسیس ارسطویی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فلسفة هنر، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 دانشیار گروه فلسفه، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 استاد گروه پژوهش هنر، دانشکدة هنر، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.30479/wp.2024.21094.1121چکیده
کاتارسیس یکی از مناقشهبرانگیزترین ایدههای مطرح شده در قلمرو زیباییشناسی و فلسفة هنر است. فقدان تعریف دقیق ارسطو در فن شعر از این مفهوم، یکی از دلایل ابهام آن است. همین مسئله باعث شده منتقدان و فلاسفه دربارة این ایده گمانهزنی کنند و تفاسیری مختلف از آن ارائه دهند. در این مقاله تلاش خواهیم کرد به شاخصترین تعابیری که از این ایده به دست آمده بپردازیم. از این منظر، سه تفسیر شاخص ارائه شده از این ایده در سه قلمرو مختلف اخلاقی (تزکیه)، روانشناختی (پالایش) و معرفتی (شفافیت) را از نظر خواهیم گذارند و بهموازات آن تلاش میکنیم به نسبت این ایده با سایر مفاهیم زیباییشناختی، ازجمله لذت تراژیک، نقص تراژیک و معرفت تراژیک نیز بپردازیم. همچنین آرای برخی از فلاسفه، همچون نیچه و هیوم را که دغدغۀ تراژدی داشته و در باب آن قلمفرسایی کردهاند ـبهویژه آن فرازهایی که به تقویم مفهوم کاتارسیس همت گماردهاندـ را از نظر خواهیم گذراند. در نهایت، نشان خواهیم داد که ایدة کاتارسیس، ایدهای واجد تکینگی و کثرتمندی است که قابل تقلیل به مفاهیم انتزاعی اندیشه نبوده و در قالب یک کلانروایت خاص، قابل حصر نیست، بلکه بهفراخور چشماندازی که از آن نگریسته میشود یا زمینهای که در آن بهکار میرود، معنا و خویشکاری خاص خود را پیدا میکند.