تحلیل هستی شناسانۀ رفتار ملائکه، ابلیس و آدم (ع) در ماجرای هبوط بر اساس دوگانۀ عرفانی «جهت حقی» و «جهت خلقی».

نویسندگان

1 دانش آموخته سطح 4 رشته تفسیر و علوم قرآن از مرکز تخصصی تفسیر و علوم قرآن حوزه علیمه قم

2 دانشیار دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم

doi
10.22061/orj.2024.2204
چکیده

در آیات قرآن و روایات در مورد نحوۀ عکس‌العمل ملائکه، ابلیس و آدم (ع) در ماجرای هبوط به ظرائف فراوانی اشاره شده است. با تکیه بر دوگانۀ « جهت حقی »و« جهت خلقی » در عرفان اسلامی می‌توان برخی از غوامض ماجرای هبوط را تشریح کرد. به این منظور با روش توصیفی ـ تحلیلی در گام نخست به تشریح دوگانۀ جهت حقی و جهت خلقی پرداخته شده است. در عرفان اسلامی از حیثیت غیراستقلالی و وجه‌اللهی ظهورات حق‌تعالی تعبیر به «جهت حقی» شده است. در مقابل«جهت خلقی» ناظر به خودیابی وجودی موجودات عوالم نسبت به یکدیگر است. در گام دوم نشان داده شد که میزان غلبۀ جهت حقی و جهت خلقی منجر به تفاوت مواضع ملائکه، ابلیس و آدم در ماجرای هبوط گردیده است. ملائکه با انتساب تسبیح و تقدیس، خود را شایستۀ مقام خلیفۀالهی دانستند؛ که این به خودیابی وجودی ملائکه (حیثیت خلقی) دلالت دارد. ابلیس در مقام مقایسۀ خود با آدم دچار غلبۀ جهت خلقی شد و با نادیده‌گرفتن جهت حقی آدم که ناظر به نفخ روح الهی و تعلیم اسماء بود؛ استکبار باطنی وجود او هویدا شد. همچنین تمنای کمالات اهل بیت (ع) توسط حضرت آدم (ع) (که طبق روایات، باطن شجره منهیه بود) نشان از غلبۀ جهت خلقی در وجود حضرت آدم بود.