گونهشناسی نظریههای انقلاب
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
2 کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
3 دانشیار گروه علوم سیاسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jpq.2012.29943چکیده
نظریهپردازان حوزه انقلاب با ارایه نظریه های متعدد و بعضا ناسازگار علاقهمندان این حوزه را با سردرگمی مواجه ساختهاند. از این رو برخی درصدد برآمدهاند تا با طبقهبندی این نظریهها اندکی از این سردرگمی کاسته و راه را برای مطالعه انقلاب هموارتر سازند. در این بین جک گلدستون از جمله افرادی است که به دستهبندی انقلابها تحت عنوان نسلهای انقلاب پرداخته است. وی سه نسل از نظریههای انقلاب را شناسایی کرده و بر این باور است که با توجه به نقطه ضعفهایی که این سه نسل در تبیین انقلابها با آن مواجه بودهاند ، در حال حاضر ما در حال گذار به سوی نسل چهارم نظریههای انقلاب هستیم که در مقام مقایسه با سه نسل نخست از قابلیت تعمیمی بیشتری برخوردار بوده و میتواند در نقش مکمل سه نسل پیشین ظاهر شود. مقاله حاضر بر گونهشناسی نظریههای انقلاب از دیدگاه گلدستون استوار میباشد.