بررسی هرمنوتیک سیر زمان و مسئولیت اگزیستانس در راستای اصالت (بر اساس آرای مارتین هایدگر)

نویسندگان

1 استاد گروه مشاوره، دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.

2 دانش‌آموختة دکتری مشاوره، دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.

doi
10.30479/wp.2024.19034.1047
چکیده

هدف پژوهش حاضر دست‌یابی به فهم سیر زمان، جایگاه و مفهوم اصالت و تبیین مسئولیت اگزیستانس، بر اساس آراء هایدگر در دو اثر مفهوم زمان و هستی و زمان است. در این تحقیق تلاش بر آن بوده تا با استفاده از روش تحلیل هرمنوتیک شلایرماخر، با درکی عینی و عاری از سوءفهم به دیدگاه هایدگر در این مبحث دست یابیم. شیوۀ کار در این تحلیل بر پایۀ چرخشِ تفسیر جزئی به کلی، و تفسیر کلی به جزئی متن بوده است؛ بدین معنا که تفاسیر جزئی بر پایۀ فهم کلی از متن و فهم کلی در سایۀ تفسیر جزئی از جملاتِ متن، به‌دست آمده است. در تفاسیر هر جزء به ویژگی‌های دستوری و فنی (روان‌شناسانۀ مؤلف) توجه شده و فهم بر اساس آنها حاصل شده است. در مجموع، دو رویکرد استقرایی و قیاسی در حصول تفاسیر استفاده شده است. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که هایدگر زمان را نوعی وجود خاص برای دازاین می‌داند؛ یعنی نوعی سازوکار پروامندانه، با بازگشت آینده‌سویانه به بودگی یا گذشته، که در پی آن است تا دازاین را به مکان‌مندی ویژۀ خود در هستی برساند. هستی دارای سازوکاری از تفرد و تضاد است که با یکپارچگی به‌هم می‌پیوندند. هستی، دازاین را وسیله‌ای برای تفردبخشی و معنابخشی به هستنده‌ها و خویش می‌بیند که ضمن وجودبخشی بدان، از آن وجود می‌گیرد. مسئولیت دازاین در شناخت جایگاه ویژة خود در طبیعت معنا می‌یابد که با وجود زمان‌مند، در نقطۀ اصالت می‌تواند به تفرد دیگری و خویشتن برسد و با هستن‌ـ‌به‌سوی‌ـ‌مرگ خود را به مرکز یکپارچگی وصل کند. چنین نقطه‌ای همان اصالتی است که در دازاین قابل تعریف است.