مبانی هستیشناختی نگرش الهی و نقش آن در نظریهپردازی علمی
نویسندگان
1 دکتری کلام اسلامی دانشگاه قم
2 استادیار گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه قم
3 استاد گروه فلسفه و کلام دانشگاه قم
doi
10.22061/orj.2024.2080چکیده
نقشآفرینی نگرش الهی در فرایندِ نظریهپردازی، یکی از موضوعات مناقشه برانگیز است و البته قبول یا رد این نقشآفرینی، میتواند نتایج مهمی به همراه داشته باشد. از همین رو ضروری است تا این نقشآفرینی از زوایای مختلفی مورد بررسی و تحقیق قرار گیرد. سؤال اصلی این نوشتار این است که مبانی هستی شناختی نگرش الهی و نقش آنها در نظریهپردازی علمی چیست؟ در این تحقیق با روش توصیفی تحلیلی و بر پایه بررسی منابع کتابخانهای به برخی از مهمترین مبانی مختلف هستی شناختیِ نگرش الهی اشاره و بیان شده است که نظریهپردازی در مراحل مختلف خود میتواند متأثر از نگرش الهی نظریهپرداز بوده و به تناسب از این نگرش اثر پذیرد. مبانی هستی شناختی در کنار دیگر مبانی اثرگذار نظیر مبانی ارزششناختی، مبانی معرفتشناختی و ... نگرشی را ایجاد میکنند که فضای کلی حاکم بر نظریهپردازی علمی را اعم از ایجاد دغدغه و مسئله برای نظریهپرداز تا حتی مقام داوری را متأثر میکند.