صدور کثرت از وحدت در دیدگاههای هستیشناختی ابوحامد غزالی و عینالقضات همدانی.
نویسندگان
1 دانشیار گروه ادیان و عرفان، دانشگاه سمنان
2 استادیار گروه ادیان و عرفان، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان
doi
10.22061/orj.2024.2063چکیده
دربارۀ مراتب آفرینش و صدور کثرت از وحدت، دیدگاههای مختلفی در تاریخ اندیشه اسلامی مطرح شده است؛ از این میان، ابوحامد غزالی و عینالقضات همدانی، با وجود مخالفت با دیدگاه سنت نوافلاطونی، مبنی بر نظریه صدور فیض و قاعده الواحد، کوشیدهاند با حفظ جنبههای نظری، به شیوهای اشراقی و با بحث نور و تجلّی، این مسئله را حل کنند. پژوهش حاضر به روش تطبیقی- تحلیلی و با هدف بررسی آرای هستیشناختی غزالی و عینالقضات در بحث صدور کثرت از وحدت، نشان میدهد که «روح اعظم» در دستگاه هستیشناسی عینالقضات با «مُطاع» از دیدگاه غزالی، شباهت دارد. «روح اعظم» عین القضات و «مُطاع» غزالی، به امر الهی اشاره دارند که مسئول آفرینش و تدبیر جهان است و در هر دو دیدگاه، میتواند مصداقی از نور محمّدی باشد که نخستین تجلّی نورالانوار است؛ که غزالی به جنبه معرفتی آن، و عینالقضات بر جنبه هستیشناختی آن، تأکید داشته است. اگرچه «مُطاع» و «روحاعظم»، هر دو ماهیتی مشابه «عقل اول»، نزد سنت نوافلاطونی دارند، اما چون نسبت آنها با خدا، مانند نسبت نور به منبع نور است، فاقد وجود حقیقی و فاعلیّتاند. به همینعلت، هر دو اندیشمند با رد مراتب خطی و ترتیبی آفرینش، دیدگاه مباشرت یا معیت حق با خلق را مطرح میسازند.