سامان‌دهی فضا بر اساس تحلیل گفتمان مناطق ناهمگن ایران

doi
10.22054/qpss.2018.15494.1446
چکیده

تحلیل گفتمان علاوه بر متن، فضا را نیز در بر می ­ گیرد. فضا در روایت هانری لوفور با سه مفهوم تسلط و خلق و تعدیل همراه می ­ شود. در مناطق ناهمگن کشور با هویت ­ های متنوع، بنا بر ویژگی ­ های موقعیت جغرافیایی، کالبدی و معنایی فضا، گفتمانی شکل می ­ گیرد که نوعی الگوی اقتدار را در آن مناطق برحسب نظام معنایی به وجود می ­ آورد؛ این خرده‌گفتمان‌های مناطق مختلف بنا بر جنس وجه غالب فضا یا در هماهنگی با هم هستند یا در تضاد و تعارض. نوع نگاه غالب اعم از امنیتی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی به کشور است که باعث سامان‌دهی دال و مدلول ­ ها در یک منظومه گفتمانیِ حاصل از تقسیمات کشوری می ­ شود. پرسش اصلی تحقیق این است که با توجه به موقعیت ناهمگن هرکدام از استان‌های ایران وگفتمان غالب در تقسیمات کشوری، کنش و تعاملات در سطح ناحیه‌ای چگونه به سمت هم‌گرایی سوق می ­ یابد؟ در سامان‌دهی مطلوب فضا، دال مرکزی گفتمان اصلی باید از چنان قدرتی برخوردار باشد که اقتدار تولید شده توسط آن، بتواند مناطق حاشیه ­ ای را به‌طور منسجم و در ارتباطی تنگاتنگ و نزدیک با یکدیگر حفظ کرده تا با مفصل ­ بندی دوباره دال‌های شناور در یک زنجیره، زمینه همگرایی بیشتر را فراهم کند.