کارکرد تفسیری بینامتنیت نهجالبلاغه با قرآن بر اساس نظریۀ ژرار ژنت
نویسندگان
1 دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه تهران
2 فارغ التحصیل دکتری علوم قرآن و حدیث از دانشگاه تهران
doi
10.22084/nahj.2018.15334.1981چکیده
بینامتنیت ازجمله مباحث نوین در حوزة مطالعات ادبی است که به بررسی روابط بین دو متن میپردازد. نظریهپردازان مختلف با خاستگاهها و تحلیلهای متفاوتی به تبیین این روش پرداختهاند. ژنت از نامدارترین نظریهپردازان متأخر در این زمینه است که به تفصیل به طبقهبندی انواع روابط بینامتنی و تحلیل چگونگی آن پرداخته است. از بین متون دینی، ارتباط نهجالبلاغه با قرآن، بهویژه با توجه به اینکه امام علی(ع) به عنوان قرآن ناطق شناختته شدهاند و بر معیّت ایشان با قرآن تأکید شده است، همواره مورد عنایت شارحان نهجالبلاغه بوده است. استفاده از روش بینامتنیت در تحلیل این رابطه، نهتنها به تعمیق فهم ما هم از قرآن و هم از نهجالبلاغه کمک میرساند، افزون بر آن به استانداردسازی روش بررسی آن نیز کمک میکند. در این نوشتار از روش بینامتنی، ژُنت بهره گرفته شده است. در این روش و بر در روابط بینامتنی حضور متن اول در متن دوم در بیشتر موارد با تغییر و دگرگونیهایی همراه است. مطالعه این تغییرها در حوزة تفسیر و فهم قرآن راهگشا است. امام علی(ع) با استفادههای صریح و ضمنی خود از آیات قرآن در پارهای مواقع به تفسیر قرآن پرداختهاند. ایشان گاهی اوقات قسمتی از یک آیه را ذکر و معنای یک واژه را جایگزین کردهاند و گاهی اوقات نیز با افزودن عبارتهایی بر واژه قرآنی معنای آن را روشن کردهاند. همین روش برای تبیین گزارهها و مصادیق آیات قرآنی نیز صورت گرفته است.