نقد و بررسی ترجمۀ بخشی از خطبه‌های نهج‌البلاغه براساس انواع سه‌گانۀ هم‌نشینی واژگان (مطالعۀ موردی ترجمۀ موسوی گرمارودی)

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان

3 دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه شهید مدنی آذربایجان

doi
10.22084/nahj.2018.16411.2049
چکیده

بهره­مندی از مفاهیم متعالی و پیام­های معنوی کلام بزرگان دین، مستلزم ارائۀ برگردانی دقیق و مطابق جدیدترین معیارهای علم ترجمه است. نهج­البلاغه به‌عنوان «اخوالقرآن» و یکی از بطون قرآن همواره بخش عظیمی از تحقیقات و پژوهش­ها را در حوز ۀ علوم دینی، بعد از قرآن کریم به خود اختصاص داده است. ترجمه­های فارسی این اثر بی­بدیل نیز مورد نقد و بررسی بوده­اند. جان رابرت فرث زبان­شناس سرشناس انگلیسی برای اولین­بار و در ضمن مبحث سیاق یا همان بافت کلام، اصل هم­آیی واژگان را مطرح نمود. او این پدید ۀ زبانی را معنا بنیاد فرض کرد نه دستوری و آن را برای نامیدن و مشخّص کردن ترکیبات، بر اساس رابطۀ معنایی – اصطلاحی و بسامد وقوع آن­ها در زبان به­کار برد. به نظر او، هم­نشینی یکی از شیوه­های بیان معنا است. در پژوهش حاضر ترجمۀ موسوی گرمارودی از نهج­البلاغه با توجه به اهتمام به انواع سه­گانۀ هم­آیی واژگان یعنی هم­آیی آزاد، منظّم و تعابیر اصطلاحی مورد نقد و کاوش قرار گرفته و بخشی از انواع این هم­آیی در خطبه­ها به‌عنوان نمونه بررسی شده است و میزان تبعیّت او از سیاق به­طور عام و با­هم­آیی واژگان به‌طور خاص مشخص گردیده است. مترجم در ترجمۀ موارد هم­آیی واژگان، وحدت­رویه در پیش نگرفته و در ترجمۀ نوع سوم هم­آیی یعنی تعابیر اصطلاحی، دقیق­تر عمل نموده و شیوه­ای منسجم­تر ارائه کرده است و بیشتر در پی ارائۀ ترجمه­ای روان بوده که در این اثنا، بخشی از معیارها و اصول ترجمه از جمله اصل با­هم­آیی واژگان نادیده گرفته شده است.