تحلیل روابط بینامتنی فرشتگان در نگارۀ معراج پیامبر(ص) و قالی هفت شهر عشق با تکیهبر اعداد فیبوناچی
نویسندگان
1 مربی، گروه فرش، دانشکده هنرهای کاربردی، دانشگاه هنر، تهران، ایران
2 دانشآموخته کارشناسیارشد، گروه فرش، دانشکده هنرهای کاربردی، دانشگاه هنر، تهران، ایران
doi
10.22034/hgj.2024.486109.1021چکیده
هنرهای صناعی ازلحاظ چگونگی آفرینش دارای منشأ هستند. در این بازآفرینی و خلق آثار گاه بر یکدیگر نیز تأثیر و تأثر گذاشته و رابطه بیناهنری را پدید آوردهاند. بنابراین، برای خوانش و تفسیر آفرینش آثار میتوان از ماهیت متن و بهکارگیری روشهای نشانهشناسی، همانند بینامتنیت استفاده کرد. با توجه به نظریه نوین از مفهوم متن در حوزه بینامتنیت، هیچ متنی خودبسنده نیست و هر متن در آنواحد، هم بینامتنی از متون پیشین و هم بینامتنی برای متون پسین است. بنابراین، با گسترش مفهوم متن، نوشتار صرفاً مصداق متن نبوده و هر پدیدة تفسیرپذیری را میتوان بهمثابة متن در نظر گرفت. هدف از این پژوهش، خوانش و مشخص نمودن رابطه احتمالی میان دو اثر (نگارۀ معراج پیامبر(ص) اثر سلطان محمد و قالی هفت شهر عشق) بهعنوان دو متن مجزا و متفاوت از هم در هنرهای صناعی ایران است. سؤال اصلی پژوهش این است که چگونه میتوان با تکیهبر نظریه بینامتنیت ارتباط میان دو متن یا دو اثر هنری مجزا از هم را مورد خوانش، تحلیل، رمزگشایی و مرتبط باهم نمود؟ ماهیت این پژوهش، به روش توصیفی و بر مبنای تحلیل مستندات و منابع نوشتاری کتابخانهای است. جهت دستیابی به هدف، رویکرد ژنت و کریستوا در بارۀ نظریه بینامتنیت بهطور اخص مبنای مطالعه قرار داده شد. یافتهها نشان میدهد که فرشتگان قالی هفت شهر عشق به لحاظ ماهیت کلی، طرح و فرم به نمونههای یافتشده در متن اصلی و مادر (نگارۀ معراج سلطان محمد) وابسته و همسان هستند.