زبان‏ حال‌سرایی در مقتل‏ های عاشورا: روایت حضرت قاسم بن الحسن (ع) در مقتل‏ های تاریخی- داستانیِ روضه الشهداء، طوفان البکاء و مُحرِق القلوب

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران

doi
10.22077/jcrl.2022.4900.1020
چکیده

زبان‏حال‏سرایی یکی از شگردهای ادبی در مقتل نویسی است. این شگرد بیشتر در مقتل‏های تاریخی- داستانیِ بعد از سدۀ نهم دیده می‏شود. برخی از زبان‏حال‏ها به‏سبب تأثیرگذاری بلاغی، به­تدریج به‏عنوان واقعیت تاریخی پذیرفته شده­اند و تحلیل و بررسی آن­ها، دو هدف را برآورده می‏کند؛ نخست اینکه سیر تاریخی و تکوینی زبان‏حال‏سرایی در روایت‏پردازی‏های عاشورا به زبان فارسی شناخته می‏شود و دیگر اینکه سرچشمۀ برخی تحریفات در گزارش‏های تاریخی این واقعه معلوم می‏گردد. مقتل‏پژوهان، مقتل و مقتل‏نگاری را به دو نوع کلی تقسیم می‏کنند: مقتل‏های معتبر و قابل استناد که بیشتر شامل منابع کهن و نوشته‏های قرن دوم تا هفتم است و منابعی که به داستان‏پردازی روی ‏آوردند و شامل مقتل‏های قرن هشتم تا چهاردهم هستند. در این نوشته، زبان‏حال‏سرایی در سه مقتلِ تاریخی-داستانیِ روضه‏الشهداء، مُحرِقُ القلوب و طوفانُ البُکاء بررسی شده است که از نظر گزارش تاریخی با نقد جدی مواجه هستند، اما از لحاظ نگارش ادبی و سبک هنری آن، قابل توجه می‏نمایند. محدودۀ پژوهش، روایت نبرد و شهادت حضرت قاسم بن حسن(ع) است که قصه‏پردازی‏های غیر مستندِ بسیاری در آن راه یافته است. نتیجۀ تحقیق نشان می‏دهد بیشتر زبان‏حال‏سرایی‏ها مربوط به گفتگوی شخصیت‏ها، به‏ویژه خاندان امام حسین(ع) است که بیشتر در خرده‏روایت‏های غیر معتبر آمده است و محتوای عاطفی دارد.