بررسی سطح فعالیت بدنی، عادتهای تغذیهای و شیوع سندرم متابولیک در کارکنان شهرداری رشت
نویسندگان
1 دانشگاه گیلان
2 دانشگاه گیلان
3 دانشگاه گیلان
doi
10.22034/sbs.2021.161254چکیده
مقدمه و هدف: هدف از پژوهش حاضر، بررسی شیوع سندرم متابولیک در کارکنان شهرداری رشت و مقایسه سطح فعالیت بدنی، عوامل خطرساز متابولیکی و عادتهای تغذیهای آنها با کارکنان غیر مبتلا بود. مواد و روش ها: در این پژوهش 1007 نفر از کارکنان شهرداری شرکت کردند (سن: 9.2±43.3 سال، 800 مرد، 207 زن). قد، وزن، شاخص توده بدن، درصد چربی، دور کمر و فشارخون آنها اندازهگیری شد. برای بررسی سطح فعالیتبدنی از پرسشنامه بِک و عادتهای تغذیهای از یک پرسشنامه استاندارد ملی استفاده شد. تشخیص ابتلا به سندرم متابولیک با استفاده از شاخص فدراسیون بینالمللی دیابت (IDF) صورت گرفت. از آزمون کروسکال- والیس و یومن- ویتنی جهت تجزیهوتحلیل دادهها در سطح معناداری 0.05>P < /span> استفاده شد.یافتهها: نتاج آماری نشان داد ارتباط معنیداری بین سطح فعالیتبدنی و میزان ابتلا به سندرم متابولیک وجود دارد (10.4=p < span lang="AR-SA">=0.005, X2)؛ بهطوری که درصد افراد مبتلا به سندرم متابولیک در سطح فعالیتبدنی بالا، متوسط و خفیف بهترتیب 10.4، 15.4 و 21.5 بود. در سطح بالای فعالیت بدنی، مقادیر TG و HDL مردان، WC زنان و FBS هر دو جنس تفاوتی با کارکنان غیر مبتلا نداشت (0.05 )؛ در حالیکه این عوامل در سطح متوسط و خفیف فعالیت بهطور معنیداری نسبت به کارکنان غیرمبتلا در سطح بالاتری بود. (0.05>P < span lang="AR-SA">). همچنین، ابتلا به سندرم متابولیک با مصرف هفتگی میوه و ماهی یک ارتباط معکوس (0.05>P < span lang="AR-SA">) و با مصرف غذای سرخ کرده در سه وعده روزانه ارتباط مستقیم داشت (0.01>P < span lang="AR-SA">). بحث و نتیجهگیری: خطر شیوع سندرم متابولیک در کارکنانی که از سطح فعالیتبدنی بالاتری برخوردار بوده کمتر است و داشتن سطح فعالیتبدنی بالا میتواند یک راهکار موثر در کنترل برخی از اجزای سندرم متابولیک نظیر TG و FBS و WC باشد. همچنین، علاوه بر بهبود سطح فعالیت بدنی، افزایش مصرف میوهها و ماهی می تواند در کاهش خطر ابتلا به سندرم متابولیک کارکنان موثر باشد.