«فرهنگ رستگاریبخش ادبی» بدیل «فرهنگ رستگاریبخش فلسفی» (طرح دفاعیه رورتی از فرهنگ خود)
نویسندگان
1 استاد گروه فلسفه، دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران.
2 دانشجوی دکتری فلسفه، گروه فلسفه، دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران.
3 دانشیار گروه فلسفه، دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران.
doi
10.30479/wp.2024.16732.1004چکیده
رورتی با بهچالش کشیدن فلسفة سنتی غرب، که بهعقیدة او باعث دوگانهانگاریهای مختلف بیفایدة نظری در طول تاریخ فلسفه شده است، درصدد است در بستر «فرهنگ رستگاریبخش ادبی» به ساختارشکنی مسائل مختلف فلسفه و رفع این دوگانهانگاریها مبادرت ورزد. او با ایجاد خط انشقاق میان حوزة خصوصی و حوزة عمومی، میخواهد سهم و دخالت فیلسوفان را در ارائة دیدگاههای نظری و فلسفی مشخص کند و مدعی است حوزة سیاست نیازی به آن ندارد که مبانی خود را از معیارهای فردی حوزة خصوصی کسب نماید؛ چیزی که زمینة بلندپروازیهای متافیزیکی فیلسوفان را فراهم میآورد. گویی رورتی با تقلیل فلسفه به ادبیات، میخواهد مانع بلندپروازیها و دخالتهای فیلسوفان بهواسطة نظریهپردازی شود. درواقع، او با تفکیک بین دو حوزة خصوصی و عمومی یا سیاست، معتقد است ابزار فیلسوف، تخیل و حوزة فکری وی، فرهنگ ادبی و جایگاه او، حوزة خصوصی است. در این مقاله تلاش خواهیم کرد ضمن ارائة توصیفی از آرمانشهر رورتی، ادعاهای وی را از زوایای مختلف مورد تحلیل و بررسی قرار دهیم.