تأملی در تطور فکری ویتگنشتاین بر پایه نظریات او در باب اسطوره

نویسندگان

1 دانشیار گروه فلسفه، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.

2 دانشجوی دکتری فلسفه و منطق، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.

doi
10.30479/wp.2024.20641.1100
چکیده

طبق تفسیر رایج از ویتگنشتاین، دوره‌های فکری او به دو دورة متقدم و متأخر تقسیم می‌شود. در دورة متقدم که مهم‌ترین نمود آن، تراکتاتوس است، ویتگنشتاین برای زبان و گزاره‌های زبانی ذاتی ثابت قائل است که موجب می‌شود جمله‌های خارج از آن، نظیر جمله‌های مربوط به اسطوره و آیین، بی‌معنا تلقی شوند. در دورة متأخر که تحقیقات فلسفی نمایندة برجسته آن است، ویتگنشتاین با عدول از دیدگاه اولیة خود، بازی‌های زبانی متعدد را به‌رسمیت می‌شناسد و به این ترتیب، مجالی برای بازی‌های زبانی اساطیری گشوده می‌شود، اگرچه هنوز صرفاً بازی زبانی علم، گزارة صادق و کاذب تولید می‌کند. با این همه، مقالة حاضر مدعی است که بر مبنای سیر تطور فکری ویتگنشتاین درباب اسطوره و آیین در کتاب در باب یقین، باید دورة سومی نیز در تفکر ویتگنشتاین در نظر گرفت. در این دوره سوم، اولاً، دیگر بازی زبانی علم واجد وضعیت ممتاز شناختی نیست، ثانیاً، می‌توان سخن از صدق و کذب گزاره‌های اسطوره‌ای و آیینی نیز به‌میان آورد. چنین رویکردی ما را به نوعی تکثرگرایی در باب صدق رهنمون می‌شود.