قطبی‌شدن؛ بدیلی شناخت‌شناسانه برای ایجاد عمق راهبرد فرهنگی ج.ا.ایران در جهت‌دهی به افکار عمومی جهان

نویسندگان

1 دکتری جامعه‌شناسی فرهنگی، استادیار، گروه تعاون و رفاه اجتماعی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.

2 استادیار گروه روابط بین الملل دانشگاه تهران

doi
چکیده

عمق راهبرد فرهنگی، یکی از معیارهای اساسی قدرت، موفقیت و نفوذ دولت‌ها در عرصه سیاست‌گذاری‌های فرهنگی و تقویت امنیت نرم است. پژوهش حاضر با هدف ارائه بدیلی شناخت‌شناسانه برای ایجاد عمق راهبرد فرهنگی در جهت‌دهی به افکار عمومی جهان انجام شد. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر نظریه‌پردازی داده‌محور و از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با تعداد 20 نفر از استادان رشته‌های جامعه‌شناسی سیاسی و روابط بین‌الملل دانشگاه‌های تهران و تربیت مدرس (15 مرد و 5 زن) در سال 1402 بود که به شیوه نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. داده­ها به وسیله نرم‌افزار تحلیل داده­های کیفی MAXQDA10، تحلیل شد. نتایج کدگذاری باز و محوری منجر به شناسایی 89 مفهوم و 19 مقولة محوری گردید. نتایج کدگذاری گزینشی نشان داد که مقوله هسته قطبی‌شدن است که تحت تأثیر برخی شرایط علّی و در کنار برخی شرایط زمینه­ای و مداخله­گر بر راهبردهای جمهوری اسلامی تأثیر می­گذارد که نتایج و پیامدهایی را در امکان‌یابی عمق راهبرد فرهنگی در جهت‌دهی به افکار عمومی جهان در پی داشته است. بنابراین ظرفیت قطبی‌شدن ایران نه تنها قابلیت و ظرفیت مقابله و مهارسازی برداشت‌های منفی از جمهوری اسلامی در میان افکار عمومی جهان را داراست، بلکه به عنوان راهکاری در ایجاد عمق راهبرد فرهنگی برای ارتقای امنیت نرم و افزایش نفوذ جمهوری اسلامی ایران در عرصه بین‌المللی نیز محسوب می‌شود.