بررسی مفهوم مکان در مدارس با تکیه بر دیدگاه هایدگر در باب مکان.

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری رشته فلسفه عصر جدید، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاداسلامی، تهران، ایران

2 دانشیار گروه فلسفه، دانشکده علوم انسانی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

3 استادیار گروه فلسفه، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاداسلامی، تهران، ایران

doi
10.22061/orj.2024.2062
چکیده

مدرسه به­عنوان نهادی که شکل گیری­اش با هدف یاد دادن مسائلی که انسان­ها در طول زندگی با آن مواجه می­شوند، انجام شده­است، شایسته توجهی مضاعف است. چرا که مسیر در-جهان-بودن افراد بسیاری را نقش می­زند و در ایفای وظایف آن­ها نسبت به خود و جامعه­شان نقش کم رقیبی دارد. علی رغم این، به نظر می­رسد ظرایف بنیادین و تاثیرگذاری در خصوص مدرسه ناچیز و کم اهمیت تلقی شده و پرداختن به آن­ها پس از گذشت سالیان نسبتا بلند از شکل­گیری مدارس نوین، اتفاق نیفتاده است. این­که مفاهیم فلسفی مهمی مانند مکان، زمان، یادگیری و ماهیت اجتماعی در خصوص مدارس تعریف و تبیین نشده­اند، از نظر نگارنده موجب رخدادی است که زیستن شورانگیز را از شاگردان می­گیرد. مدرسه نمی­بایست مکانی خشک و متصلب به حساب آید که مجال هیچ عرض اندامی به شاگردان ندهد، بلکه باید کوشید تا مفهوم مکان در مدارس را به نحوی تبیین نمود که شاگردان و نسبت آن­ها با شهر و جامعه و به‌طور کلی با زمانه­شان را در نظر داشته باشد. لذا باید کوشید تا به جای پرسش­های متداول، این بار از این­جا آغاز کنیم که مدرسه کجاست؟